در پاسخ اين سؤالات بايد گفت پيامبران براى يك هدف جامعتر و كلىتر از آن چه گفته شد برانگيخته شدهاند و هر كدام از اهداف نامبرده ، جزئى از آن هدف وسيع و كلىاند . و اين هدف كلى و وسيع ، همان برقرارى عدل و تعادل در تمام شؤون فردى و اجتماعى زندگى بشر است و اين هدف به يك معنا زيربناى تمام اهداف ديگر و درخت تناورى است كه بقيه ، شاخههايى از آن هستند و همگى از اين نقطه سرچشمه مىگيرند و به يك معنا ، جامع ميان همهء آنهاست و انحراف از خداپرستى و يا انحراف از تمدن صحيح انسانى و اصول اخلاقى و مقررات اجتماعى ، همگى انحراف از اعتدال و اقامه عدل و داد مىباشد .
در آيهء مورد بحث ، اين هدف وسيع با الفاظ « اقامهء قسط » بيان شده است و « قسط » به معناى تقسيم و تقسيط و پخش مىباشد ؛ يعنى هر چيزى را در جاى خود به ك ار بردن و هر شىء را در محل شايستهء خود قرار دادن ، چنان كه از مدتها پيش عدل را نيز به همين معنا تفسير كردهاند و گفتهاند :
« العدل يضع الأشياء موضعها ؛ « 1 »
عدالت اين است كه هر چيزى در جاى خود قرار بگيرد و نظمى كه شايستهء هر موجودى است به وجود آيد » .
بنابر اين هدف پيامبران تنها عدالت در دستگاه دادگسترى و محاكم قضائى نيست ، بلكه عدالت در دادگسترى و بررسى پروندههاى حقوقى و جزائى يكى از شاخههاى عدل اجتماعى است .
هدف پيامبران اين است كه ، عدالت در تمام شؤون زندگى
هامش
( 1 ) . . نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، شماره 437 .