كه آنان در گفتار خود صادق و راستگو هستند . البته يك قسمت از اين دلايل همان معجزات پيامبران است كه دليل علمى بر صدق پيامبران به شمار مىرود ، ولى « بينات » در آيهء مورد بحث اختصاص به اعجاز ندارد ؛ زيرا تصديق نبوت به طريق ديگر نيز امكانپذير است و گاهى يك سلسله شواهد و قراين گواهى قطعى بر صدق گفتار يك پيامبر مىدهد ، از اين نظر بايد گفت منظور از بينات ، گواههاى محكم و روشنى - اعم از معجزه و جز آن - است كه صدق گفتار و ادعاى آنها را ثابت مىنمايد .
بنابراين ، پيامبران آموزگاران الهى هستند كه اين دلايل ، صلاحيت آنها را براى تعليم و تربيت گواهى مىكند و يا اين كه مربيانى هستند كه اين اسناد ، به روشهاى تربيتى آنها رسميت مىبخشد و يا دادرسانى هستند كه اين دلايل ، صلاحيت آنان را براى قضاوت ثابت مىنمايد ، در اين صورت يكى از پايههاى عدالت اجتماعى كه همان قوهء قضائى است ، به وسيلهء پيامبران و جانشينان آنها به وجود آمده و ركنى از آن تأسيس مىشود .
2 . كتاب : كتابهاى آسمانى با قوانين و دستورات محكم و استوار و راهنمايىهاى صحيح خود ، بزرگترين اساس براى گسترش عدل و داد در اجتماع بوده و هست ؛ ولى مشروط بر اين كه دست تحريف به آنها راه نيابد و بر طبق دستور آنها عمل شود .
3 . ميزان : مقصود از آن همان عقل و خرد است كه يكى از مواهب الهى به جامعهء انسانى مىباشد و بشر در سايهء آن حق و باطل را از هم تميز مىدهد « 1 » و در عين حال الهامبخش بسيارى از مواد قضائى و
هامش
( 1 ) . . ميزان در لغت ، به معناى آلت سنجش است و اگر به عقل ، ميزان گفته مىشود از اين نظر است كه به وسيلهء آن حق و باطل سنجيده و تميز داده مىشوند .