اين كه منظور از اين كتاب ، همان عوامل و علل مادى قبلى است كه آينهء تمام نماى حوادث آينده است ، احتمالى است كه مىتوان دربارهء اين كتاب ابراز نمود ؛ ولى ممكن است اين كتاب ، يك نوع كتاب مجرد از ماده باشد كه جز ايمان به اصل آن ، راهى براى توضيح و تشريح آن وجود ندارد .
بهانهاى به نام قضا و قدر
ماترياليست قرن بيستم كه انديشهء خداوند و مسائل مربوط به ماوراى طبيعت را مولود انحطاط اقتصادى و بيچارگى ملتها م يداند ، دربارهء موضوع « قضا و تقدير » نيز همان نظر را دارد ؛ ولى بايد توجه نمود كه قضا و قدر حتمى ، مخصوص حوادثى است كه از اختيار بشر بيرون و از قلمرو اراده او خارج باشد ؛ مانند سيل و زمينلرزه و خشكسالى .
در اين موارد طراح و سازندهء سرنوشت خداست ، ولى در غير اين مورد ، سازندهء سرنوشت و تقدير كنندهء واقعى خود انسان است . اوست كه با اعمال خود ، سرنوشت خود را تعيين كرده و كردار امروزهء وى به سرنوشت آيندهاش گواهى مىدهد .
بنابراين هر نوع حالاتى كه بر ما حكومت مىكنند و رژيمهايى كه بر ما حكمرانى دارند و سيستمهايى از اقتصاد ، كه اساس زندگى اقتصادى ما را تشكيل مىدهند ، همگى زايدهء خواست و عمل ماست و قضاى الهى در سرنوشت ملتها جز اين نيست كه خداوند از روز نخست بر ار علم بىپايانى كه دارد ، مىداند كه هر ملتى از روى اختيار و آزادى چه راهى را انتخاب خواهد نمود و همان را در حقّ وى مقدر مىنمايد ؛ به عبارت ديگر از آن جا كه خدا مىداند ما چنين كارى را انجام خواهيم داد آن را در حقّ