مصلحت بهرهبردارى كند ، بدون اين كه كبر ورزد و فخر بفروشد .
2 . آيهء 24 اين بحث است كه ، فقط افراد بخيل را - كه دل به دنيا بستهاند و دنيا را به جاى اين كه وسيله قرار دهند ، هدف قرار دادهاند مذمت مىنمايد .
بر خلاف تصور بيشتر مردم كه زاهد را انسان ژندهپوش و كوهنشين و دل از لذايذ و مظاهر دنيا بركنده مىدانند ، زاهد كسى است كه دل به جهان و لذايذ آن نبندد ، ولو اين كه ثروت بىشمار و مكنت زيادى در اختيار داشته باشد و دنياپرست كسى است كه به آنچه در دست دارد ، دل ببندد ولو جامهء كهنه و دلق بىارزش باشد ؛ آن مردى كه از دست دادن خرقهء پوسيده باعث تأسف او مىشود و يا وضع موجودات - هر چه هم ناچيز باشند - او را مغرور مىكند ، صددر صد دنياپرست است ؛ ولى آن فرد خداپرست كه از دست دادن ميليونها ثروت ، هيجان و اضطرابى در روح او به وجود نمىآورد و استقبال دنيا ، باعث طغيان او نمىشود ، صددر صد يك فرد زاهد است .
روى اين اساس امام باقر عليه السلام در شناساندن زاهد حقيقى و دنياپرست واقعى چنين مىفرمايد :
« إنّ الزهد في آية من كتاب اللّه »
يعنى حقيقت زهد در يك جملهء كتاب خدا : « لِكَيْلا تَأْسَوْا . . . » بيان شده است . « 1 »
مصايب زمينى و آسمانى قبلًا در كتابى پيشبينى شده است
كليهء حوادث از مصايب و شدايد و غيره در كتابى پيش از پيدايش آن
هامش
( 1 ) . . سفينةالبحار ، ج 1 ، ص 568 ، مادهء « زهد » .