مسلم آثار آن كوبنده نخواهد بود .
مرد مذهبى ، دنيا را سراى جاويدان قرار نداده و سراى هميشگى در نظر او پس از مرگ است و مگر براى او دروازهء ابديت به شمار مىرود و بود و نبود و اقبال و ادبار امرى موقتى كه صددر صد جنبهء مقدمى دارد ، باعث غرور و يا افسردگى او نمىشود ، خصوصاً كه اساس عقيدهء او را اين فكر تشكيل مىدهد كه جهان و حوادث آن زير نظر و ارادهء قاطع حكيم علىالاطلاق قرار گرفته كه كارى را بىجهت انجام نمىدهد .
مرد الهى هر چه هم زير ضربات شكنندهء مصايب قرار گيرد ، باز دلگرم است كه اين شدايد زودگذر است و طومار زندگى و دفترچهء حيات با مرگ بسته نمىشود ؛ ولى شخص مادى نقطهء مقابل مرد خداپرست قرار گرفته و دايرهء هستى را به زندگى مادى منحصر دانسته و در برابر شدايد و گرفتارىها مايهء دلگرمى ندارد و زير فشار اوضاع مبهم آينده و حسرت برگذشته ، پشتش خم مىگردد .
خدا اين شاهكار اخلاقى را با يك جمله كوتاه بيان نموده است : « لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ » يعنى بر گذشته تأسف مخوريد و وضع موجود شما را فريب ندهد و در نتيجه بر گذشته تأسف مخوريد و وضع موجود شما را فريب ندهد و در نتيجه دل به دنيا مبنديد .
گواه ما بر اين كه منظور از جملهء مزبور اين است كه دل به دنيا نبندند ، نه اين كه دست از زندگى بشويند ، دو مطلب است :
1 . ذيل آيه كه مىفرمايد : « وَاللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ » ؛ خداوند متكبران و مغروران فخرفروش را دوست نمىدارد . يعنى كسانى كه دنياى ناپايدار آنان را از حدّ اعتدال بيرون آورده و ملاك فضيلت و برترى را مال دنيا دانستهاند ، دوست نمىدارد ، نه هر فردى كه از مظاهر حيات به قدر
قرآن و معارف عقلى (تفسير سوره حديد) (فارسى) — صفحة 154
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٥٤