درِ آهنينى ميان وضع موجود و گذشته و آينده به وجود آيد و به قول سعدى :
سعديا ، دى رفت و فردا همچنان معلوم نيست * در ميان اين و آن ، فرصت شمار امروز را
آنان معتقدند كه زندگى در دورانهاى سهگانه ، مانند طبقات و قطعات مختلف كشتى است كه با فشار دادن دگمهاى ، قسمت خراب و سوراخ شده آن ، از قسمت ديگر جدا مىگردد و مرد موفق و پيروى كسى است كه با قدرت انديشه و خرد ، قطعات مختلف زندگى را از هم جدا سازد و براى هر كدام حساب مستقلى باز نمايد . بسيار مايهء بدبختى است كه انسان به جاى استفاده از امكانات موجود ، عمر و نيروى خود را در تأسف بر گذشته و يا نگرانى از آينده به كار برد و ارزندهترين وقت خود را صرف كارى كند كه كوچكترين سودى ندارد .
مذهب بزرگترين عامل رفع نگرانى و اضطراب
با اين كه راه فوق ، كه دانشمندان در معالجهء چنين بيمارىهاى روانى در پيش گرفتهاند ، مؤثر است ، ولى نقش مذهب و ايمان و اعتقاد به وجود خداوند ، كه تمام كارهاى او از روى مصلحت و مقتضاى صلاح شخص است و همچنين عقيده به سراى ديگر ، بيش از هر عاملى در دفع هرگونه هيجانات روحى و افسردگى روانى مؤثر است ؛ زيرا عقيده به وجود خداوند و سراى ديگر ، نه به آن معناست كه انسان دست از زندگى بشويد و در رديف تاركان دنيا قرار گيرد ، بلكه به اين معناست كه دل به دنيا نبندد و آن را نهايت آرزو و گمشدهء مطلق خود نداند . اگر شخصى با چنين عقيده و ايمانى دچار مصيبت و ناكامى گردد ، به طور