اسلام با اين پيام ، جهانى را كه براى زن روح انسانى قائل نبودند تكان داد ؛ جهانى كه مىگفتند : زن نه حيوان است و نه انسان ، بلكه موجودى است بينابين ؛ وى از دايرهء حيوان پا فراتر نهاده ، ولى به حدّ انسانيت نرسيده است . و در اين سوره در آيهء 72 مردان و زنان مؤمن را به خطاب زير مخاطب ساخته :
« وَعَدَ اللَّهُ المُؤْمِنِينَ وَالمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِنْ تَحْتِها الأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَمَساكِنَ طَيِّبَةً فِى جَنّاتِ عَدْنٍ ؛
خدا به زنان و مردان مؤمن ، بهشتها وعده داده كه جوىها در آن روان است و جاودانه در آن هستند » .
چنانكه ملاحظه مىكنيد در آيهء 72 زن و مرد را از نظر پاداش و اعمال و افعال مثل هم شمرد . و هر كس ، خواه مرد و خواه زن از روى ايمان ، عملى را انجام دهد پاداش عمل خود را خواهد ديد . در آخر اين آيه به نكتهاى اشاره فرموده كه برخى از مؤمنان غافل از درجات بالاتر بهشت ( يعنى رضايت الهى ) هستند لذا در دنبالهء آيه فرمود : « رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذ لِكَ هُوَ الفَوْزُ العَظِيمُ ؛ رضايت الهى بزرگترين پاداش است » .
بسيارى از مردم خدا را براى پاداشهايى كه در شرع در برابر آنها تعيين شده است مىپرستند . اين نوع پرستش در عين اينكه شايستهء تقدير است مخصوص گروهى است كه روح خدا پرستى در آنها به سر حدّ كمال نرسيده باشد و در روايات ما از اين عبادت به « عبادة الأجراء » يادآورى شدهاست ؛ ولى كسانى هستند كه روح خداشناسى آنها به سرحدّ كمال رسيده ، كمال مطلق را دوست دارند ، علاقهء تامى به ذات اقدس او دارند ، تحصيل رضايت او را بالاتر از همهء لذايذ مىدانند ، محركى ديگر جز شايستگى او به پرستش ندارند . آنان همانند افرادى هستند كه مىگويند :
« ما عبدناك خوفاً من نارك ولا طمعاً في جنّتك بل وجدناك أهلًا للعبادة ؛
پرستش ما براى ترس از دوزخ و طمع در بهشت تو نيست ، بلكه اهليت و شايستگى ذاتى تو ، سبب شد كه ما تو را بپرستيم » . البته اين گروه كاملًا در اقليتند .
در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 216
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢١٦