مىدهيم و از نيكوكاران خواهيم بود » .
76 . « فَلَمّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ ؛
( ولى آنان به پيمان خود عمل نكردند ) . هنگامى كه خدا از روى كرم به آنها عطا كرد ، بخل ورزيدند و ( از عمل به پيمان ) سرپيچى كردند » .
77 . « فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِىقُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَبِما كانُوا يَكْذِبُونَ ؛
پيمانشكنى و دروغگويى ؛ صفت نفاق را در دلشان پديد آورده و تا روز ملاقات با خدا ، باقى است » .
78 . « أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْواهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلّامُ الغُيُوبِ ؛
مگر نمىدانند كه خدا نهان و آشكار آنها را مىداند و از اسرارشان با خبر است » .
از روزى كه حكومت اسلامى در « مدينه » بهدست پيامبر اسلام پىريزى شد تا به امروز ، دو دشمن نيرومند براى اسلام وجود داشته و دارد :
1 . كافران : مقصود از كافر كسى است كه به خدا و معاد و يا رسالت پيامبر گرامى ايمان نياورده است و مادى و بتپرست و اهل كتاب نيز كافرند . اين گروه از دشمنان از آنجا كه كاملًا شناخته شدهاند ، تكليف حكومت اسلامى با آنها روشن است و به قرار زير با آنان رفتار مىشود :
هرگاه كافر ملحد و يا بتپرست دست از الحاد و بتپرستى بردارد جزو جامعه اسلامى مىگردد و در غير اين صورت در كشور اسلامى براى چنين افراد جايى نيست ؛ زيرا كفر بدين معنا بيمارى مهلك و مسرى است كه اگر معالجه نشود ، چه بسا عموم مردم را مبتلا مىسازد و در نتيجه ، اشرف مخلوقات ( انسان ) به پستترين مرحله كشيده مىشود و در برابر هر چوب و فلزى ، ذليل و زبون و درهاى ترقى و تعالى بر روى وى بسته مىشود و اگر ، خداشناس و پيرو يكى از آيينهاى آسمانى سابق باشد ، او در كشور اسلامى آزاد است و با پرداخت جزيه و
در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 218
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢١٨