التزام به يك سلسله شرايط مىتواند تحت الحمايهء حكومت اسلامى در آيد .
2 . منافقان : اين دسته خطرناكتر از گروه گذاشتهاند . منافق كسى را گويند كه به اسلام تظاهر مىكند ، ولى در باطن ايمان ندارد و اعمال ظاهرى او براى فريب دادن مسلمانان است . مسجدسازى آنها براى خدا نيست ، به منظور تأسيس مركز سياسى است . اگر در مجامع دينى شركت كنند ، غرض اين است كه جاسوسى كنند و اگر با مسلمانان به سوى جبهه جنگ بروند ، منظور فراهم آوردن مقدمات شكست مسلمانهاست . اين گروه نوعاً افراد حريص و پر توقع و پر مدعا هستند .
اگر در غزوات اسلامى غنيمتى بهدست ارتش اسلامى بيفتد ، توقع دارند بزرگترين سهم به آنها داده شود ، اگر رموز و اسرار حكومت اسلامى را بفهمند ، فوراً در اختيار دشمنان مىگذارند .
مبارزه با اينها از اين نظر مشكل است ؛ يعنى به حكم ابراز اسلام ، نمىشود آنها را از جامعهءاسلامى طرد كرد و به حكم نفاق و دورويى نمىتوان به آن اعتماد نمود . آنان اقليتى هستند كه در برابر اكثريت مسلمانان واقعى ، به فعاليتهاى سرى مشغولند ؛ در فكر ايجاد تفرقه در ميان مسلمانانند و به حكم اين كه مسلمانند مىتوانند در مجالس مسلمانان حاضر شوند و رئيس اسلام را ترور كنند ، چنانكه منافقان در طريق مراجعت از « تبوك » ، قصد جان او را كردند و خواستند در فرصت مخصوصى شتر رسول خدا را رم دهند و او را به قتل برسانند ، ولى پيامبر آگاه شد و نقشهء آنها را نقش برآب كرد ، چنانكه خداوند در آيهء 74 ، به اين جريان با جملهء « وَهَمُّوا بِمالَمْ يَنالُوا » اشاره مىنمايد .
وظيفهء مسلمانان در برابر منافقان
حكومتهاى امروز ، پس از شناسايى مخالفان خود ، آنان را به عناوين مختلف از ميان مىبرند و يا در سياهچالها شكنجه مىدهند ، ولى در اسلام ، قصاص قبل از جنايت صحيح نيست و حاكم عادل اسلامى ، هرگاه