فراهم آورد و هرگاه به او بگويند : چه مىكنى ؟ بگويد : به شما مربوط نيست ، من زير پاى خود را سوراخ مىكنم . « 1 »
نشانههاى مؤمن و منافق
هرگاه اين دو آيه را ، كنار آيههايى كه در مورد افراد منافق ( آيههاى 67 - / 68 ) وارد شده است ، قرار دهيم ، مفاد هر دو قسمت روشن مىشود .
از مجموع بيانات قرآن دربارهء منافق و مؤمن ، استفاده مىشود كه ، اين دو گروه ، در دو قطب مخالف هم قرار دارند و هيچ نوع وجه اشتراكى ميان ايندو گروه ، جز اين كه هر دو انسان هستند ، وجود ندارد . براى روشن شدن اين قسمت ، كه چگونه اين دو گروه در دو قطب مخالف هم قرار دارند ، جملاتى از آيات سورهء برائت را ذيلًا تجزيه كرده ، هر جملهاى را كه دربارهء منافق وارد شدهاست در كنار جملهء مخالف آن ، كه درباره مؤمن وارد شدهاست قرار مىدهيم تا مطلب روشن شود اكنون توجه شما را به اين قسمت جلب مىكنم :
قرآن ، مؤمن و منافق را ضد يكديگر مىخواند ، زيرا گروه منافق به هيچ اصلى جز شهوت و لذت و نيل به مقاصد دنيوى معتقد نيستند و پيوسته مردم را به برداشتن مرزهاى اخلاقى و ايمانى دعوت نموده و از كارهاى نيك باز مىدارند ، چنانكه مىفرمايد : « يَأْمُرُونَ بِالمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ المَعْرُوفِ » ولى افراد مؤمن و پاسداران مرزهاى ايمان و تقوا در قطب مخالفند ، آنان با فساد مبارزه مىكنند و به كارهاى نيك دعوت مىكنند : « يَأْمُرُونَ بِالمَعرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلوة » . و اگر نماز گزاردن مؤمنان را پس از ذكر اين دو عامل تذكر مىدهد ، براى اين است كه خود نماز عملًا دعوت به حق و حقپرستى است و خود امر به معروف عملى است .
منافقان از رساندن خير به مردم و شركت در كارهاى نيك عقبنشينى
هامش
( 1 ) . حديث را با شرح و توضيح ذكر كردهام .