روابطشان استفاده كند . از اين جهت يكى از مصارف زكات ، « الْمُؤلّفة قُلُوبِهِمْ » است كه بعداً به معناى آن اشاره خواهيم نمود .
گذشته از اينها در ميان جامعه كسانى پيدا مىشوند با اينكه فقير و مسكين نيستند ولى لازم است از طرف افراد جامعه به آنها كمك شود ، مانند بدهكاران كه در اثر پيشآمدهايى سرمايههاى خود را از دست داده و قدرت به پرداخت قرض خود را ندارند و يا مانند « واماندگان در راه » كه دست آنها از ميهن و ثروت كوتاه گشته و دچار مضيقهء مالى شدهاند و نيازمندى چنين افرادى امروز از ناحيهء بودجهء شهردارى تأمين مىشود ، ولى اسلام تمام آنها را از راه زكات تأمين نمودهاست . قانون مزبور با درنظر گرفتن شرايطى مىتواند بسيارى از مشكلات را حل كند :
اولًا ، بايد روح ايمان به خدا و ترس از عواقب بد ترك اين فريضه ، در پرداخت كنندگان زكات قوى باشد كه با كمال ميل و رغبت ، زكات مال خود را در اختيار مسؤولان شرعى ماليات بگذارند و دراين باره خلاف و دروغ نگويند .
ثانياً ، روح امانتدارى و حفظ اموال عمومى در كارمندان و كارگران دايرهء دارايى اسلام ، بيش از همه وجود داشته باشد و گرنه راه بسيار آسانى براى دزدى و چپاولگرى خواهد بود .
بالاتر از اين دو شرط ، اين است كه جامعهء اسلامى با طبقات مختلفى كه دارد ، روش صحيحى براى زندگى خود داشته باشند ؛ تجملات و تشريفات بىجا را تا سرحدّ امكان از زندگى حذف و روح اعتدال و صرفه جويى را در خود تقويت نمايند تا هماهنگى صحيحى ميان فقيران و مساكين و كارمندان و ارتشيان و فرهنگيان و . . .
بهوجود آيد و عوامل ثبات فكر و بلندى روح در تمام افراد ، مستقر گردد .
شأن نزول آيههاى مورد بحث
يكى از علل تظاهر به كارهاى دينى حزب منافق ، اين بود كه از غنايم و زكات