« قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا ؛
بگو : جز آنچه خدا در حق ما مقدر نموده چيز ديگرى بهما نخواهد رسيد » .
سپس علت اين مطلب را با جملهء « هُوَ مَوْلينا ؛ خدا ، ولىّ مطلق ماست » و دربارهء ما به هرگونه تصرف از خود ما ، اولى است و ما هم به غير او اعتماد نداريم ؛ بيان مىفرمايد :
و در برخى از آيهها اين ناموس كلى را به عبارت ديگر فرموده و آن اينكه ، تمام حوادث اين جهان پيش از آنكه جامهء عمل به خود بپوشند ، حدّ و حدود آنها در كتابى معين شده است ، چنانكه مىفرمايد :
« ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِى الأَرْضِ وَلا فِى أَنْفُسِكُمْ إِلّا فِى كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذ لِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ؛ « 1 »
هيچ مصيبتى در زمين و نفوس شما رخ نمىدهد ، مگر اينكه پيش از آنكه آن را بهوجود آريم ، در نامهاى ( كتاب ) مقدّر نموده و اين براى خدا آسان است » .
و در آيهء ديگر مىفرمايد :
« ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلّا بِإِذنِ اللَّهِ ؛ « 2 »
مصايب به خواست خدا انجام مىگيرد » .
روى اين اساس مؤمنان نبايد براى خوشحالى و بدحالى دشمنان ارزش قائل شوند ، زيرا سرچشمهء كار جاى دگر است .
2 . اين پاسخ ، مطلبى است كه آيهء پنجاه و دوم متضمن آن است و آن همان است كه ، به عنوان پيشگفتار به توضيح آن پرداختيم و گفته شد : اساس تمام دعوت پيامبران روى همان است و هرگز در قاموس انبيا ، لفظ مغلوبيت در كار نيست و پيوسته در انتظار يكى از دو مطلب ، يكى از دو نيكى ( إحدَى الْحُسْنَيَيْن ) هستند ؛ يا پيروزى ظاهرى و نشر حقايق و اشاعهء كلمهء توحيد و يا
هامش
( 1 ) . حديد ( 57 ) آيهء 22 .
( 2 ) . تغابن ( 64 ) آيهء 11 .