تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨

نقاط قابل دقت در آيات فوق

1 . چرا انفاق منافقان پذيرفته نشد ؟ 2 . چرا ثروت و فرزندان براى آنان وسيلهء سعادت نيست ؟ 3 . دروغ‌پردازى منافقان براثر ترس از نيروى مسلمانان بود . جاى شك و ترديد نيست كه طبقهء متمكن و قدرتمند اجتماع ، بايد در فكر افراد بيچاره و افتاده باشد و هرگاه بلاى آسمانى و زمينى دامنگير گوشه‌اى از آنان شد بايد با تمام نيرو به كمك آسيب‌ديدگان شتافت و خرابىها را ترميم نمود . ولى در اين باره بايد انديشيد كه محرك انسان بر انجام اين كارها ، چه چيز بايد باشد . دراين جا مىتوان يكى از مشخصات اخلاق اسلامى را باز شناخت و آن را از اخلاق مادى كه بر انتفاع و سودجويى استوار است تميز داد ؛ زيرا اسلام هر عمل نيك و هر نيكوكارى را نمىپذيرد و به هر كار خير و نيك اجر و ثواب نمىدهد و تا كار نيك و عمل سودمند با يك سلسله شرايط ، توأم نباشد در مكتب قرآن ارزشى ندارد ، با اين توضيح كه ، گروهى تصور مىكنند رمز زندگى آرام ، رسيدگى به طبقهء افتاده و رنجديده است و براى آسوده زندگى كردن بايد به وضع طبقهء كارگر و بيچاره رسيدگى كرد و تا آن‌جا كه ممكن است ؛ رضايت خاطرشان را به‌دست آورد ؛ زيرا در غير اين صورت ، طبقهء زحمتكش برضد ثروتمندان شورش مىكنند و زندگى آرام آنها را به‌هم مىزنند . ثروتمندان براى بقاى رفاه خود ، بايد مراكزى از قبيل بيمارستان و پرورشگاه و مدارس براى عموم بسازند و يا كارگران را در درآمد مؤسسات بزرگ صنعتى شريك سازند ، تا رضايت طبقهء رنجبر تأمين شود . اين طرز تفكر ، يك نوع طرز فكر مادى و نمايانگر اصول اخلاقى مادى است ؛