خود گناه به شمار مىرفت ، همچنان كه در برخى ازكيفرهاى طبيعى در اين جهان چنين است ، مثلًا قمار مايهء گسترش عداوت و دشمنى در اين دنياست .
خلاصه در پاسخ پيش ، كيفر ، نتيجه و معلول خود گناه بود و از آن توليد مىگرديد ، ولى در مسألهء تجسم اعمال ، جريان به گونهء ديگر است ، در اين پاسخ گناه ، توليد كنندهء كيفر نيست ، بلكه كيفر ، عين همان عمل دنيوى است كه لباس خود را عوض كرده و با لباس اخروى جلوه مىكند .
در اين پاسخ ، تمام پاداشها و كيفرها و تمام نعمتها و دردها حقيقت اعمال دنيوى و باطن كردارهاى ماست .
هر كردارى از ما خواه خوب و خواه بد ، يك صورت دنيوى دارد كه در اين جهان با آن صورت تجلى مىكند و يك صورت اخروى دارد كه هم اكنون در دل آن نهفته است و روز رستاخيز با واقعيت اخروى خود جلوه مىكند و باعث لذت و فرح و يا عامل درد و آزار مىگردد .
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 605
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٦٠٥