شود در اين صورت هيچ كس جز عامل ، مسؤول كيفر خود نيست ، زيرا اوست كه با توجه و آگاهى دست خود را به گناه آلوده كرده و بذر خار كاشته است ، در اين صورت بايد در جهان ديگر ميوهء كردار خود را بچيند .
در آيات قرآنى و احاديث اسلامى ، به طور وضوح اين حقيقت آمده است :
« مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِى حَرْثِهِ » ؛ « 1 »
هر كس كشت و زراعت سراى ديگر را بخواهد ، كشت او را افزون مىسازيم .
آيا كلمهء « كشت » جز اين را مىرساند كه كيفرها و پاداشها نتايج طبيعى و آثار وضعى عمل است و رابطهء ميان آنها ، رابطهء علت و معلول است ؟
اميرمؤمنان مىفرمايد :
العَمَلُ الصالِح حَرثُ الآخِرةِ ؛ « 2 »
كار نيك كشت آخرت است .
و حديث معروف اسلامى
« الدُنيا مَزرِعَةُالآخِرَة ؛
دنيا كشتزار آخرت است » مؤيد اين نظر است ، بنابراين هر نوع كيفرى ( چه كوچك و چه بزرگ و چه ممتد و چه غير ممتد ) هرگز جنبهء قراردادى ندارد كه فرد گناهكار آن را يك قرارداد ظالمانه تلقى كند ، بلكه رابطهء ميان آن دو ، رابطهء تكوينى و طبيعى است و هر عملى همانند يك علت و يك سبب ، معلول و مسبب خاصى را به دنبال دارد .
2 . كيفرها عين اعمال انسان است
اساس اين پاسخ را مسألهء « تجسم اعمال » در سراى ديگر تشكيل مىدهد .
تفاوت اين پاسخ با پاسخ پيش اين است كه پاسخ گذشته بر اين اساس استوار بود كه رابطهء كيفر با گناه در سراى ديگر ، رابطهء توليدى بود ، يعنى كيفر اثر توليدى
هامش
( 1 ) . شورى ( 42 ) ، آيهء 20 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ( عبده ) ، ج 1 ، خطبهء 22 .