دارد . چهبسا عملى در محيطى ، جرم محسوب مىشود و سبب صدور حكم اعدام مىگردد ، در حالى كه همان عمل در محيط ديگر ، مايه تحسين و ترفيع درجه مىشود .
تمام اين دگرگونىها از يك اصل سرچشمه مىگيرد و آن اصل قراردادى بودن كيفرها و پاداشهاى دنيوى است ، در صورتى كه رابطهء كيفر و پاداش در جهان ديگر ، يك رابطهء تكوينى است ، يعنى سوختن در آتش ، اثر طبيعى عمل و خاصيت خود گناه است ؛ اثرى كه از عمل جدا نبوده از آن منفك نمىشود .
به عبارت ديگر ، تمام دردها و رنجهايى كه در جهان ديگر دامنگير گناهكاران مىشود ، اثر قطعى و غير قابل انفكاك عمل است و هر گناهى ، به طور طبيعى دنبالهاى دارد كه در جهان ديگر دامنگير گناهكار مىشود .
ج ) رابطهء كيفر با گناه هيچ گاه رابطهء زمانى نيست ، نه در اين جهان و نه در جهان ديگر ، مثلًا يك لحظه گناه و هوسرانى يك عمر بدبختى را به دنبال مىآورد و گاهى نزديكى با يك زن مبتلا به بيمارى تناسلى ، يك عمر انسان را رنج مىدهد ، در حالى كه زمان گناه يك لحظه و يا لحظاتى بيش نبوده ، ولى پيامد آن بسيار طولانى است .
گاهى يك لحظه سرعت بىجا در رانندگى مايهء بدبختى مادام العمر انسان مىگردد .
فرض كنيد هم بذر گل و هم بذر خار در اختيار داريم ، در يك طرف باغچه بذر گل مىپاشيم و در طرف ديگر بذر خار . تابش اشعهء خورشيد و ريزش باران آنها را پرورش مىدهد . به طور مسلم از يك طرف بايد گل بچينيم و از طرف ديگر خار .
هرگز در اين جا به ذهن كسى خطور نمىكند كه يك لحظه خار كاشتن ، چرا چنين پيامد ممتد و طولانى دارد .
با توجه به اين نكات ، پاسخ مسأله روشن مىگردد ، زيرا هرگاه عمل ما در اين جهان ، بذرى باشد كه كيفرها و پاداشها ، نتيجهء طبيعى و اثر وضعى عمل شمرده
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 603
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٦٠٣