عقيده ندارند .
2 . گروهى ازفلاسفه و بالأخص پيروان مكتب « مَشّاء » تنها به معاد روحانى معتقدند و مىگويند : پس ازمرگ ، علاقهء روح نسبت به بدن قطع مىگردد ، ولى ازآنجا كه روح ، موجودى پيراسته از ماده است ، فنا و نيستى در آن راه ندارد و پس از قطع علاقه از بدن ، باقى و جاويدخواهد ماند .
اين گروه چون نتوانستند اشكالات معاد جسمانى را حل كنند ناچار به معاد روحانى پناه بردند و معاد جسمانى را انكار كردند .
3 . گروهى ازحكما ، عرفا ، دانشمندان علم كلام و شخصيتهايى از علماى اماميه ، مانند شيخ مفيد ، شيخ طوسى ، سيد مرتضى ، خواجه نصيرالدين طوسى و علامه حلى به هر دو معاد معتقدند و مىگويند : روح در سراى ديگر به بدن بازگشت مىكند . دارندگان اين نظر ، به دو گروه تقسيم شدهاند كه به گونهء فشرده به آنها اشاره مىگردد .
الف ) روح در سراى ديگر به بدن طبيعى و عنصرى كه داراى فعل و انفعال طبيعى و شيميايى است بازمىگردد و آيات قرآن از اين نظريه به روشنى پشتيبانى مىكند .
ب ) روح در سراى ديگر به بدن مثالى و برزخى كه لطيف است و جرم و ماده ندارد ، اما از مقدار و شكل برخوردار است ، تعلق مىگيرد و اين بدن لطيف بهگونهاى عين بدن دنيوى است و هر كس آن را ببيند مىگويد : اين همان انسانى است كه در دنيا زندگى مىكرده ، ولى ازاين نظركه داراى جرم و ماده نيست و قابليت فعل و انفعال شيميايى و فيزيكى ندارد ، با آن تفاوت دارد .
ازافراد معروفى كه طرفدار اين نظريه است حكيم معروف شيخ شهاب الدين سهروردى است و مرحوم صدرالمتألهين نيزنظريهاى قريب به آن دارد ، كه اين جا محل بيان آن نيست .
آرى ، گاهى از برخى سخنان صدرالمتألهين استفاده مىشود كه وى به معاد با
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 582
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٥٨٢