گاهى تصور مىشود چون معاد جسمانى ، در نظر شيخ اشكالات عقلى داشتهاست و وى موفق به حل آنها نگشته است ، از اين جهت راه تعبد را پيموده و امكان آن را از طريق وحى ثابت دانسته است ولى واضح است كه هدف بوعلى همان است كه گفته شد ؛ زيرا اگر معاد جسمانى از نظر عقل به صورت يك امر ممتنع باشد هرگز نمىتوان براى امكان و يا تحقق آن به ظواهر قرآن و حديث تمسك كرد ، بلكه بايد به حكم عقل ، ظاهر قرآن و حديث را تأويل كرد .
بنابراين لازم است دربارهء كيفيت معاد و اين كه آيا تنها روحانى است و يا روحانى و جسمانى و در صورت دوم با چه بدنى محشور خواهد شد به كتاب آسمانى و احاديث متقن مراجعه كرد .
گواهى قرآن
آيات قرآن ، به روشنى گواهى مىدهد كه معاد انسانها تنها روحانى نبوده بلكه روحانى و جسمانى است و جسمى كه روح به آن تعلق خواهد گرفت همان جسم عنصرى است كه مبدأ يك رشته فعل و انفعالهاى فيزيكى و شيميايى است و ما از ميان آيات فراوان ، تنهابه نقل قسمت كمى از آنها اكتفا مىكنيم ؟
1 . برخى از آيات در پاسخ كسانى كه زنده شدن استخوانهاى خاك شده را يك امر محال مىپنداشتند چنين مىگويد :
« قُلْ يُحْيِيها الَّذِى أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ » ؛ « 1 »
بگو استخوانها را آن كس كه آنها را بار نخست آفريد زنده مىكند و او به هر آفرينشى آگاه است .
« أَيَحْسَبُ الإِنْسانُ أَ لَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ * بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّىَ بَنانَهُ » ؛ « 2 »
آيا انسان تصور مىكند كه ما استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد ؟ آرى ما
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 79 .
( 2 ) . قيامت ( 75 ) آيههاى 3 و 4 .