ولى اگر ازنسبتگيرى و مقايسه صرفنظركنيم ، بايد گفت : اين كارهادر ظرف رؤيا براى خود حقيقتى دارند ، زيرا خوشى ها ، آرامشها ، آلام و دردهاى رؤيايى ، براى خود خالى ازيك نوع واقعيت نيست . چه بسا حالات انسان در خواب بر بدن عنصرى نيز اثرمىگذارد .
حالا اگريك چنين زندگى رؤيايى ، واقعيت بيشتر و حقيقتى روشنترپيدا كند ، بايد نام آن را زندگى برزخى نهاد .
در آنجا ماده و عنصريا مولكول و اتم وجود ندارد ، ولى صورت تمام موجودات جهان بىآن كه ماده و وزنى در كار باشد موجود است .
از اين جهت دانشمندان مىگويند : در جهان برزخ ، آثارماده ازگرمى و سردى ، شيرينى و تلخى ، شادمانى و غمگينى هست ، هر چند خودماده وجود ندارد . در آن جا خوردن و آشاميدن ، سماع و استماع و رؤيت و ديدن وجود دارد ، اگرچه ازمادهاى كه زندگى ما بر آن توقف دارد خبرى نيست .
پيامبر گرامى درجنگ بدر دستورداد كه كشتههاى قريش را به چاهى بريزند ، سپس بر سرچاه ايستاد و به آنان خطاب كرد و گفت : آيا آنچه را كه خداى شما وعده كرد حقيقت داشت ؟ مسلمانان گفتند : آنان مردگانند و چگونه با آنان سخن مىگوييد ؟ پيامبر فرمود : شما ازآنان شنواترنيستيد ، آنان مىشنوند ، ولى اجازهء سخن گفتن ندارند . « 1 »
از اين بيان مىتوان به حقيقت سخنى كه محدثان اسلامى از پيشوايان اسلام نقل كردهاند پى برد .
القَبرُامّا رَوضَة مِن رياضِ الجَنَّةِ او حُفرَة مِن حُفَر النار ؛ « 2 »
قبر يا باغى است از باغهاى بهشت و يا گودالى از گودالهاى دوزخ .
هامش
( 1 ) . ابن هشام ، سيره ، ج 2 .
( 2 ) . شيخ طوسى ، امالى ، ص 18 ؛ بحارالانوار ، ج 6 ، ص 218 .