درس 109 : دليل دوم و سوم برلزوم معاد
ب ) معاد مقتضاى عدل الهى است .
هرگز اعمال نيك و بد افراد انسان ، براى خدا تكليفى ايجاد نمىكند . عمل فرد نيكوكار ، هر چند در خور ستايش است ، ولى از نظر عقل ، بر خدا لازم نيست كه عمل او را پاداش دهد ، زيرا وى هر كارى كرده با سرمايهء الهى و نيروى خداوندى انجام داده و ازخود مايهاى نگذاشته است .
خداوند ، آفرينندهء انسان و آفرينندهء تمام آنچه كه به او وابسته است ، مىباشد .
انسان هرچه دارد از خدا دارد ، از اين جهت وجود و تمام شؤون او متعلق به خداست و تصرف بنده در جهان آفرينش ، تصرف در ملك خداست چيزى كه هست هرگاه به وظايف بندگى قيام كند كارهاى او مورد رضايت خداست .
و چون بندهء نيكوكار با سرمايهء الهى ، انجام وظيفه مىكند ، حتى وجود او و ارادهء او نيزازسرمايههاى خدايى است كه در اختيارش نهاده است ، ازاين جهت درصورت انجام وظيفه نمىتواند چيزى ازخدا مطالبه كند . اگر خداوند به فرد نيكوكار ، پاداش مىدهد جز لطف و كرم چيزديگرى نخواهد بود . چيزىكه هست به حكم اين كه ازخداوند ، كار قبيح سرنمىزند ، خدا نبايد افراد نيكوكار را كيفردهد و فرمانبرداران و نيكوكاران را وارد آتش سازد . درست است كه آنان حقى بر خدا ندارند ، ولى كيفر دادن آنان كار قبيح و بر خلاف عدل الهى است .