تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
اين جريان به گونهء ديگرى دربارهء گناهكاران نيز حكم فرماست . هرگز بر خدا حتم و لازم نيست كه افراد گنهكار را به كيفر اعمال خود برساند ، بلكه او مختار است به هر نحوى خواست با آنان رفتار كند يا ببخشد و يا كيفر دهد ، زيرا فرد گنهكار فقط او را مخالفت كرده و بر او طغيان نموده است حق اطاعت او را ناديده گرفته است بالأخره اين حق متعلق به اوست . اگر خواست از حق خود صرف‌نظر مىكند و آنان را مىبخشد و اگر نخواست آنان را كيفر مىدهد . ولى نكتهء قابل توجه اين جاست كه اگر همهء افراد بشر نيكوكار بودند و در ميان آنان مجرم و گنهكار نبود ، ناديده گرفتن اعمال نيك آنان ، با عدل الهى منافاتى نداشت ، زيرا همان‌طورى كه گفته شد هيچ فردى از طريق فرمانبردارى ، حقى بر خدا پيدا نمىكند و اگر همهء افراد ، گنهكار بودند و در ميان آنان ، نيكوكارى وجود نداشت در اين صورت عفو الهى و بخشودن همه اشكالى نداشت . ولى اگر بندگان خدا دو تيره باشند : نيكوكار و بدكار ، تساوى و برابرى ميان اين دو گروه و حذف پاداش و كيفر ازقاموس آفرينش ، با عدل الهى كه خدا را با آن توصيف مىكنيم ، سازگار نخواهد بود ، زيرا عقل انسان به طور روشن درك مىكند كه مساوات ميان مطيع و عاصى ، نيكوكار و بدكار ، كار زيبايى نيست ، بلكه كارى قبيح است و ساحت اقدس الهى از آن پيراسته است و عدل الهى ايجاب مىكند كه ميان اين دو گروه تفاوتى در كار باشد .

ج ) عقيده به معاد ضمانت اجرايى تكاليف الهى است

پيامبران آسمانى از سوى خداوند بزرگ ، با يك سلسله تعاليم و دستورات به‌سوى بندگان خدا برانگيخته شده‌اند تا آنان را به وظايف و تكاليف خويش آشناسازند . تكاليف الهى هر چند پس ازمحاسبات عقلى ، به نفع انسان‌ها و توده‌هاست و تضمين كنندهء يك زندگى سعادتمند در اين جهان است ، ولى ناگفته پيداست كه