مودت و دوستى على و نصرت او دين خدا تكميل گرديد و نعمت او به پايان رسيد ؟ روشنتر از همه اينكه مىگويد : خداوند به رسالت من و ولايت على عليه السلام راضى گرديد .
گواه پنجم ) چه گواهى روشنتر از اين كه عمر وابوبكر و گروه بىشمارى از ياران رسول خدا پس از فرود آمدن وى از منبر خطابه ، همگى به على تبريك گفته و موضوع تهنيت تا وقت نماز مغرب ادامه داشت و عمرو ابوبكر از نخستين افرادى بودند كه به امام اين چنين تهنيت گفتند :
هنيئاً لَكَ يا عَلىُّ بنُ ابيطالبٍ اصبَحْتَ وامسَيتَ مَولاىَ وَمَولى كُلّ مَؤمِنٍ وَ مُؤمِنَة . « 1 »
على عليه السلام در آن روز چه مقامى به دست آورد كه شايستهء چنين تبريكى گرديد ، آياجز مقام زعامت و رهبرى امت ، كسى شايستهء چنين تهنيت هست ؟
گواه ششم ) هرگاه مقصود ، همان مراتب دوستى على بود ، ديگر لازم نبود كه اين مسأله در چنين هواى گرم مطرح گردد و براى اعلام اين دوستى يك كاروان صدهزار نفرى را از رفتن باز دارد و مردم را روى ريگها و سنگهاى داغ و تفتيدهء بيابان « جحفه » بنشاند و خطابهاى مفصل بخواند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الغدير ، ج 1 ، ص 270 - 283 .