تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
مخالفت وارد شدند ، بگو : من از كارهاى ( بد شما ) بيزارم . وحى الهى در كوه حرا بر قلب پيامبر ، نازل گرديد و او را به مقام نبوت و رسالت مفتخر ساخت ، رسالتى كه بايد در سطح جهانى پياده گردد و تمام ملل روى زمين زير پرچم آن در آيند . فرشتهء وحى اگرچه او را به اين مقام رساند ، ولى نقطهء شروع كار و وقت تبليغ و رساندن رسالت را به مردم معين نكرد ، از اين نظر پيامبر به مدت سه سال ، از دعوت عمومى خوددارى كرد و تنها از رهگذر تماس‌هاى خصوصى با افراد قابل و شايسته ، توانست گروه كمى را به آيين خويش هدايت كند . پس ازگذشت سه سال ، پيك الهى فرا رسيد و به وى فرمان داد كه دعوت همگانى خود را از طريق خويشاوندان و بستگان آغاز كند و با آيهء زير او را مورد خطاب قرارداد و گفت : « وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ » . دعوت خويشاوندان ، براى نقطهء شروع انتخاب شد ، زيرا اگر نزديكان يك رهبر الهى يا اجتماعى به او ايمان بياورند و از او پيروى بكنند ، دعوت او دربارهء ديگران مؤثرتر واقع مىشود ، زيرا نزديكان انسان ، پيوسته بر اسرار ، رازها و ملكات خوب و بدِ وى كاملًا واقف و مطلع هستند . از اين رو ، پيامبر به على عليه السلام دستور داد كه 45 نفر از شخصيت‌هاى بزرگ بنىهاشم را براى ضيافت ناهار ، دعوت كند و غذايى از گوشت همراه با شير آماده سازد . مهمانان همگى در وقت معين ، به حضور پيامبرشتافتند و پس ازصرف غذا ، « ابولهب » عموى پيامبر با سخنان سبك خود ، مجلس را از آمادگى براى طرح سخن و تعقيب هدف انداخت و جلسه بدون اخذ نتيجه به پايان رسيد و مهمانان پس از صرف غذا و شير ، خانهء رسول خدا را ترك گفتند . پيامبر تصميم گرفت كه فرداى آن روز ، ضيافت ديگرى ترتيب دهد و همهء آنان را جز « ابولهب » به خانهء خود دعوت كند . باز على عليه السلام به دستور پيامبر ، غذا و شير آماده كرد و از شخصيت‌هاى برجسته و شناخته شدهء بنىهاشم براى صرف ناهار و
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 471 | الشيخ جعفر السبحاني