در حال ركوع زكات مىدهند .
« وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الغالِبُونَ » ؛ « 1 »
هركس خدا و پيامبر او و افراد با ايمان را ولىّ خود اتخاذ كند ( حزب خداست ) و به راستى حزب الهى پيروزند .
شأن نزول آيه را بسيارى از مفسران و اهل حديث ، چنين نقل كردهاند :
سائلى وارد مسجد شد و درخواست كمك كرد ، كسى به او چيزى نداد . على عليه السلام در حالى كه در ركوع بود با انگشت كوچك خود كه انگشترى در آن بود ، به فقير اشاره كرد تا انگشترى را از دست او در آورد . او انگشترى را از دست امام در آورد و به دنبال كار خود رفت .
در اين هنگام خبر به پيامبر رسيد . وى از خدا درخواست كرد همانطور كه براى موسى از خاندان خودش ، وزيرى معين كردى ، براى من نيز از اهل بيتم وزيرى معين بفرما ! در اين لحظه فرشتهء وحى فرود آمد و آيهء ياد شده را براى پيامبر خواند .
شأن نزول آيه را به صورتى كه نقل گرديد ، شخصيتهاى برجستهاى مانند ابنعباس ، عمار ، جابر ، ابورافع ، انس بن مالك و عبدالله سلام نقل كردهاند . « 2 »
حسان بن ثابت ، شاعر معروف عهد رسالت ، در اشعار خودكه متضمن فضايل و مناقب على عليه السلام است چنين مىگويد :
مَن ذابِخاتمه تَصَدَّق راكعاً * وَ اسَرَّهافِى نَفسه اسراراً ؟
مِن كانَ باتَ عَلى فِراشِ مُحَمَّدِ * وَ مُحَمَّد اسرى يَومَ الغارا ؟
مَن كانَ فى القُرآنِ سُمّىَ مُؤمِناً * فى تِسعِ آياتٍ تُلينَ غِزاراً ؟ « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 56 .
( 2 ) . كنزالعمال ، ص 405 ، حديث شماره 6137 ، فخررازى ، تفسير كبير ، ج 12 ، ص 26 ؛ نيشابورى ، تفسير ، كه در حاشيهء تفسير طبرى چاپ شده است ، ج 6 ، ص 154 .
( 3 ) . كيست كه در حال ركوع ، انگشترى خود را به فقير داد و اين موضوع را در دل پنهان كرد ، كيست كه در بستر پيامبر خوابيد ، در حالى كه محمد در شب عازم غار ثور بود ، كيست كه در قرآن ، در نه مورد مؤمن خوانده شده است ، و آن آيات زياد تلاوت مىگردد ؟ ر . ك . تذكرة الخواص ، چاپ نجف ، ص 18 .