وى دستور داد كه بنشيند . در مرتبهء سوم نيز همانند دو مرتبهء پيشين ، جز على عليه السلام كسى برنخاست و تنها او بود كه پشتيبانى خود را ازهدف مقدس پيامبر اعلام كرد .
در اين هنگام پيامبر ، دست خود را بر دست على عليه السلام زد و جمله تاريخى خود را دربارهء وى بيان كرد و فرمود :
هان ! اى خويشاوندان و بستگان من ! بدانيد كه على برادر ، وصى و خليفهء من در ميان شماست .
بنا به نقل سيرهء حلبى ، دو لفظ ديگر نيزافزود و گفت :
و وزير و وارث من نيزمىباشد .
از اين راه ، نخستين وصى اسلام به وسيلهء آخرين سفير الهى ، در آغاز رسالت كه هنوزجز عدهء معدودى كسى به آيين وى نگرويده بود تعيين گرديد .
از اين كه پيامبر در يك روز به طور همزمان ، نبوت خود و امامت على عليه السلام را اعلام كرد - و روزى كه به بستگان خود گفت : مردم ! من پيامبر خدا هستم ، همان روز نيز فرمود كه على وصى و جانشين من است مىتوان مقام و موقعيت امامت را به نحو روشن ارزيابى كرد و نتيجه گرفت كه اين دو مقام و موقعيت از يكديگر جدا نبوده و همواره امامت ، مكمل نبوت است .
اين سند تاريخى را گروهى از محدثان و مفسران شيعه و غير شيعه بدون كوچكترين انتقاد از متن و سند آن نقل كرده و از مناقب و فضايل على عليه السلام دانستهاند .
ب ) آيهء ولايت
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ » ؛ « 1 »
ولىّ شما ، خدا و پيامبر او و كسانى هستند كه ايمان دارند و نماز مىگزارند و
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) ، آيهء 55 .