تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
در اين آيه به يكى از شؤون پيامبركه اخذ ماليات است اشاره مىكند . اگر مجموع آيات و رواياتى كه در اين زمينه وارد شده مورد بررسى قرارگيرد ، روشن مىگردد كه پيامبر گرامى ، حاكم على الاطلاق و قاضى و داور به‌حق و سايس امت است ، چنان كه دربارهء امامان معصوم هم در برخى از فقرات زيارت جامعه آمده است : « وَ ساسَةَ العِبادِ وَ اركانَ البِلادِ » . حكومت و قضاوت پيامبر ، پيراسته ازهر نوع خطا و اشتباه در احكام الهى و اجراى آن بود . او از تمام خصوصيات احكام الهى و حدود آن اطلاع و آگاهى داشت و نه تنها در ميان احكام و اجراى آن اشتباه نمىكرد ، بلكه در موضوعات و امور مربوط به غير حكم نيز ازخطا و اشتباه مصون و پيراسته بود . امامى كه پس از پيامبر گرامى مىخواهد وظايف رسالت را ادامه دهد بايد همانند پيامبر ، عالم و آگاه به تمام احكام و پيراسته ازخطا و اشتباه باشد و اگر بخواهد به شكل ديگرى حكومت و داورى كند ، مسألهء خلافت و جانشينى منتفى گرديده ، و حكومت بسان حكومت‌هاى عادى و قضاوتى مانند قضاوت‌هاى عادى خواهد بود . شكى نيست كه هدف از بودن امام پس از پيامبر گرامى ، پر كردن خلئى است كه با درگذشت پيامبر به وجود مىآيد . پيامبر بر مبناى حق و براساس احكام و دستورهاى راستين الهى حكومت و داورى مىكرد . او در تطبيق حكم بر موضوع ، اشتباه و خطا نمىنمود و حكومت او به تمام معنا مصداق آيهء : « فَاحكُم بَينَ الناس بِالحَقّ وَ لاتَتَّبعِ الهَوى » بوده است . پس از درگذشت پيامبر ، يك چنين خلئى پديدمىآيد . اين خلأ نمىتواند به وسيلهء كسانى پر شود كه از بسيارى از احكام الهى آگاهى نداشتند و در حوادث و پيشامدها دست نياز به سوى اين و آن دراز مىكردند و در صورت بىاطلاعى و جهل ، به ظن ، تخمين ، قياس ، استحسان ، رأى و پندار خود عمل مىكردند و پروندهء زندگى آنان مملو از اشتباهات و خطاهاى خطرناك است ، بلكه بايد اين شكاف به وسيلهء شخصيت‌هاى والامقامى
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 465 | الشيخ جعفر السبحاني