تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
امكان‌پذير نيست . پيامبر گرامى اسلام به نص قرآن مجيد ، حاكم ، فرمانروا ، سياست‌مدار و قاضى مسلمانان بود و آيات قرآن در اين مورد بيش از آن است كه در اين جا منعكس گردد . ما فقط به بيان چند آيه اكتفا مىكنيم : « يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الأمْرِ مِنْكُمْ » ؛ « 1 » اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! خداوند و پيامبر و اولى الامر ازخودتان را اطاعت كنيد . مقصود از اطاعت رسول و اولى الامر ، اطاعت در مسائل حكومتى است ، مانند دستورهاى مربوط به عزل و نصب افراد ، بسيج عمومى ، پرداخت مبلغى به بيت المال و . . . نه اطاعت در احكام ، عبادات و مانند آن ؛ زيرا پيامبر گرامى در اين قبيل احكام ، فرمان و امر و نهى ندارد كه اطاعت او واجب باشد ، بلكه پيامبر در مورد اين قبيل احكام ، بيانگرى بيش نيست . به عبارت روشن‌تر هرگاه پيامبر به مردم بگويد : خدا به من دستور داده كه به شما بگويم : نماز بخوانيد و زكات بپردازيد ، در اين هنگام اطاعت خدا واجب است ، نه اطاعت رسول ؛ زيرا رسول در اين صورت داراى امر و نهى نيست ، بلكه نقش او در اين مورد ، جز نقش يك وسيلهء بيانگر چيز ديگرى نيست . ولى در زمانى ديگر پيامبر به مردم مىگويد : فلانى از مقام خود معزول و ديگرى به جاى او منصوب است يا مىگويد : بايد همهء مردم آمادهء جهاد در راه خدا باشند و يا فلان ثروتمند بايد مبلغى به عنوان هزينهء ارتش اسلام بپردازد و يا بايد فلانى دختر خود را به عقد جوانى معين در آورد و . . . در چنين مواقعى است كه پيامبر داراى امر و نهى است و اطاعت اوامر او لازم و واجب مىباشد و ظاهراً آيهء مورد بحث ناظر به چنين امرهاست .
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 59 .
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 463 | الشيخ جعفر السبحاني