« فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً » ؛ « 1 »
به پروردگارت سوگند ، آنان هرگز مؤمن واقعى نخواهند بود ، مگر اين كه در مورد اختلافاتشان تو را حكم و داور قرار دهند و از داورى تو در دلهاى خود حرجى نيابند و در برابر قضاوت تو تسليم گردند .
پيامبر به موجب اين آيه ، قاضى و داور امت است و همهء مردم در برابر حكم و داورى او كه روى حق و حقيقت است بايد تسليم گردند .
« وَما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً » ؛ « 2 »
وقتى خدا و پيامبر او دربارهء موضوعى حكم كردند ، براى هيچ مرد و زن مؤمنى ، اختيار و حق رد آن نيست و هر كس خدا و پيامبر را نافرمانى كند آشكارا گمراه شده است .
در اين آيه ، قضاوت و داورى پيامبر در كنار داورى خدا قرار گرفته و مخالفت با داورىهاى پيامبر مايهء گمراهى آشكار شمرده شده است .
« النَّبِىُّ أَوْلى بِالمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » ؛ « 3 »
پيامبر نسبت به اهل ايمان ، ازخود آنها سزاوارتر است .
حقيقت اين اولويت يك حكومت جامع و وسيعى است كه پيامبر بر نفوس و اموال آنان دارد .
« خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِها » ؛ « 4 »
ازاموال آنان زكات بگير و از اين طريق ، آنان را پاكيزه بگردان .
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 65 .
( 2 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 36 .
( 3 ) . همان ، آيهء 6 .
( 4 ) . توبه ( 9 ) ، آيهء 102 .