تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧

درس 92 : سه طرح براى حل گره امامت و رهبرى

شكى نيست كه پيامبر گرامى رهبر و سرپرست جامعهء اسلامى است و علاوه بر زعامت روحانى ، رهبرى سياسى و مديريت آن را نيز برعهده دارد و موضع‌گيرى او در برابر مسألهء رهبرى پس از خويش نمىتواند از سه صورت خارج باشد . طرح اول ) تصور كنيم كه پيامبر گرامى دربارهء مسألهء رهبرى ، كاملًا بىاعتنا بوده و مردم را پس ازخود بلاتكليف گذارده و مسألهء رهبرى را به دست تقدير و شرايطى كه پيش بيايد سپرده است و يا به عبارت ديگر به ابتكار و صلاحديد مردم واگذار كرده است . هيچ خردمندى نمىتواند چنين احتمالى را به پيامبر نسبت دهد ، زيرا واضح است‌پيامبرى كه تكليف مردم را در تمام امور مربوط به دنيا و آخرت و جهان مادى و معنوى تعيين كرده و آنها را با واجبات و مستحبات آشنا ساخته ، شايسته نيست كه در چنين امر حساسى سخن نگويد و شيوهء رهبرى را به دست تقدير ، شرايط و احوال بسپارد . يكى از علل بقاى دين پس از درگذشت پيامبر ، حكومتى صالح و دل‌سوز است . آيا صحيح است كه پيامبر گرامى دربارهء چنين عاملى و نحوهء تأسيس آن لب فروبندد و تكليف مردم را روشن نسازد ؟ از اين رو نمىتوان چنين فكرى را به پيامبر نسبت داد و او را دربارهء مسألهء