درس 91 : آيا حكومت الهى بدون امام معصوم امكان دارد ؟
شكى نيست كه يكى از شؤون پيامبران و يكى از شاخههاى ولايت تشريعى پيامبران ، حكومت و فرمانروايى آنان است ؛ حكومتى كه اصالتاً مربوط به خدا و نيابتاً مربوط به پيامبران و اولياى الهى است ؛ حكومتى كه پايههاى آن را دستورهاى الهى و عدل و دادگرى تشكيل مىدهد .
در امت بنىاسرائيل ، حضرت داوود و حضرت سليمان به فرمان خدا داراى چنين حكومت حقهء الهى بودند ، آن جا كه مىفرمايد :
« يا داوُدُ إِنّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِى الأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاسِ بِالحَقِّ وَلا تَتَّبِعِ الهَوى » ؛ « 1 »
اى داوود ! ما تو را در زمين خليفه قرار داديم ، پس ميان مردم به حق داورى كن و از هوا و هوس پيروى منما .
حكومت بهحق ، همان حكومتى است كه براساس دستورهاى خدا - نه دستورهاى ظنى و تخمينى كه با شك و ترديد همراه است و پيراستگى از هواوهوس استوار باشد و فرمانرواى چنين حكومتى لازم است كه ازتمام حدود و خصوصيات موضوع و مورد حكومت خود آگاه باشد و در داورى اسير تمايلاتدرونى و هوا و هوس نگردد و اين دو بدون عصمت و علم وسيع ،
هامش
( 1 ) . ص ( 38 ) آيهء 26 .