آيا مىتوان گفت : اثر وجود چنين رهبرى به اندازهء خطوط انگشتان ، كف دست ، گودى پا و ابروى بالاى چشم نيست ؟
در اين صورت ، چگونه مىتوان گفت : خداى جهان همه نوع وسايل تكامل جسمى انسان را در اختيار وى نهاده است ، ولى او را از وسايل معنوى كه در تكامل روحى او نقش مؤثرى دارند ، محروم ساخته است ؟
شيخ الرئيس ، ابنسينا ، در كتاب شفا در بحث نبوت ، با اين بيان ، لزوم بعثت پيامبران را ثابت كرده است ، ولى همانطور كه گفتيم اين بيان علاوه براينكه لزوم اعزام پيامبران را روشن مىسازد ، لزوم تعيين امام معصوم و آگاه ازاسرارشريعت را كه مايهء تكامل روحى افراد است نيز ثابت مىكند .
در روايات منقول از امامان شيعه نيز پيرامون لزوم امام معصوم ، بيانات شيوايى وارد شده است كه برخى را در اين جا يادآور مىشويم :
1 . امام صادق عليه السلام فرمود :
انَّ الارضَ لاتَخلُوا اى وَ فَيها امام ، كَى ما ان زادَ المُؤمِنُونَشَيئاً رَدّهُم وَ ان نَقَصُوا شَيئاً اتَمَّهُ لَهُم ؛ « 1 »
زمين ، خالى از پيشوا نمىباشد تا اگر مسلمانان چيزى در دين افزودند آن را رد كند و اگر كم كردند ، تكميل نمايد .
2 . ابوبصير از حضرت صادق و يا حضرت باقر عليه السلام نقل مىكند كه مىفرمود :
انَّ الله لَم يَدَعِ الارض بِغَيرِ عالمٍ وَلَولا ذلِكَ لَم يُعرَفِ الحَقُّ مِنَ الباطِل ؛ « 2 »
خداوند زمين را از حجت خالى نمىگذارد ، زيرا در غير اين صورت ، حق از باطل شناخته نمىشود .
هشام بن حكم ، در مناظرهء مفصلى كه با دانشمند شامى دربارهء مسألهءرهبرى پس از پيامبر داشت ، به او چنين گفت :
هامش
( 1 ) اصول كافى ، چاپ آخوندى ، ج 1 ، ص 178 .
( 2 ) اصول كافى ، چاپ آخوندى ، ج 1 ، ص 178 .