آيا خداوند ، پس از درگذشت پيامبر براى رفع هر نوع اختلاف در ميان مسلمانان ، دليل و حجتى فراراه آنها قرار داده است يا نه ؟
- آرى ، قرآن و احاديث پيامبر براى رفع اختلاف كافى است .
- اگر قرآن و احاديث ، براى رفع اختلاف كافى است ، چرا من و شما با هم اختلاف داريم در حالى كه هر دو شاخهء يك تنه و عضو يك درختيم ، چرا هر كدام مسيرى را انتخاب كردهايم كه بر خلاف مسير ديگرى است ؟ « 1 »
هشام بن حكم ، متكلم بىنظير عصر خود ، در مناظرهاى كه با پيشواى معتزله در بصره يعنى عمروبن عبيد معتزلى انجام داد ، به فايدهء معنوى وجود امام بهگونهاى دلپذير اشاره كرده است :
هشام : آيا چشم دارى ؟
عمرو بن عبيد : بلى .
- با آن چه مىكنى ؟
- رنگها را مىبينم .
- گوش دارى ؟
آرى .
- با آن چه كار مىكنى ؟
- با آن صداها را مىشنوم .
- بينى دارى ؟
آرى .
- با آن چه مىكنى ؟
- بوها را استشمام مىكنم .
وى سپس از وجود ديگر حواس ، مانند ذايقه ، لامسه و اعضايى از قبيل دست
هامش
( 1 ) . همان ، ص 172 .