قانون براى ادارهء امور زندگانى بندگان غفلت نورزيده است و قوانين و تشريعات اسلام منحصر به برخى آداب اخلاقى و مراسم بىروح نيايش كه بر معابد و كليساها حكمفرماست نيست ، بلكه آيين اسلام در قلب اجتماع قرار گرفته و از تدبير امور زندگى بندگان ، از سياست و كشوردارى و ديگر امور چشم نپوشيده است .
اسلام در مبارزه با عفريت جهل و نادانى ، گسترش نظارت عمومى ، تعليم فرزندان ، خدمت به خلق و بندگان خدا ، يارى مظلومان و ستمديدگان ، نحوهء روابط مسلمانان با ملتهاى اجانب و بيگانگان ، نحوهء رفتار با خدمتكاران ، پرداخت حقوق مالى و مالياتهاى اسلامى ، بخشش در راه خدا ، عفو و اغماض ، دورى ازنفاق و دورويى ، حسن ظن و اعتماد به ديگران و . . . بياناتى بس شيوا دارد كه منعكس كنندهء روح اعتدال و ميانهروى اسلام در امور زندگى و بهرهبردارى از لذايذ دنياست .
تشريع اين همه قوانين از عهدهء يك لجنهء بزرگ حقوقى خارج است تا چه رسد به يك فرد عامى و درس نخوانده .
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 366
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٦٦