تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤

4 . ميانه‌روى در تشريع

در قوانين اسلام به نيازمندىهاى مادى و معنوى انسان توجه كامل شده است . وجود انسان تركيبى است از جسم و روح و نياز او به امور مادى و لذايذ جسمانى كمتر از نياز او به امور معنوى نيست . انسان يك واحد صنعتى نيست كه تنها تأمين بنزين بدن او ( غذا ) نيازهاى او را بر طرف سازد و بهره‌گيرى از لذايذ جسمانى براى او يك زندگى سعادتمندانه‌اى پىريزى كند ، هم‌چنان كه او فرشته نيست كه تنها براى عبادت و پرستش ساخته شده باشد و غرق شدن در معنويات و روى گردانى ازمظاهر طبيعت او را به كمالى كه براى آن آفريده شده است ، برساند . از اين جهت اسلام در تشريع قوانين خود ، جنبه‌هاى مادى و معنوى او را در نظر گرفته و به جهت خاصى ازماده يا معنا توجه ننموده است . آيين كنونى مسيح در دعوت به امور معنوى راه افراط را در پيش گرفته و رهبانيت و زندگى در ديرها و شكاف كوه‌ها و نقاط دور از اجتماع را متن آيين خود قرار داده است و انسان‌ها را از مداخله در امور اجتماعى و سياسى بازداشته است و به افراد دستور مىدهد كه در برابر ظلم و ستم مهر خاموشى بر لب زنند و اگربر چهرهء كسى سيلى زدند آن سوى صورت را نيز در اختيار ظالم بگذارد تا سيلى ديگرى بزند . « 1 » و از اين رو در مجموع اناجيل چهارگانه حتى يك قانون سياسى و اجتماعى به چشم نمىخورد و در سراسر اين كتاب‌ها جز شرح حال حضرت مسيح و يك سلسله برنامه‌هاى اخلاقى چيز ديگرى پيدا نمىشود . آيين كنونى يهود درست در نقطهء مقابل آيين مسيح قرار گرفته و در سراسر
هامش
( 1 ) . انجيل متى ، فصل پنجم ، جملهء 39 .