تورات حتى يك اشاره هم به معاد و روز رستاخيز وجود ندارد ، و در توجه به امور مادى آن چنان راه افراط را در پيش گرفته است كه اثر وضعى اطاعت و فرمانبردارى را ثروتمندى و تسلط بر مردم ، و اثر وضعى معصيت و گناه را مرگ و از دست دادنمال و قدرت مىداند . « 1 »
اسلام با واقعبينى خاصى انسان را آن چنان كه هست مورد بررسى قرار داده و در تشريع خود به يك طرف توجه نكرده است ، زيرا به خوبى تشخيص داده است كه انسان ، موجودى يك بعدى نيست و در ميان انسانها آن فردى سعادتمند است كه مقتصد و ميانهرو باشد و به هر دو جنبهء جسمى و روانى متوجه گردد ، از اين جهت امت اسلامى را امت وسط معرفى كرده مىگويد :
« » ؛ « 2 »
ما همچنان شما را امت ميانه قرار داديم . « 3 »
دستورات اسلام در رهبرى تمايلات مادى و بهرهبردارى از مظاهر زندگى بيش از آن است كه حتى بتوانيم به گوشهاى از آن اشاره كنيم .
شما مىتوانيد با ملاحظهء آيات و رواياتى كه پيرامون موضوعاتى از قبيل قضاوت و داورى ، كار و كوشش ، كشاورزى و دامدارى ، رعايت پيوند خويشاوندى ، ضيافت و مهماننوازى ، مجالست و همنشينى ، حسن خلق و خوشرويى ، رعايت عهد و پيمان ، احترام به امانت و حقوق مردم ، عيادت و ديدار بيماران ، همدردى با مصيبتزدگان ، مشاوره و تبادل نظر در كارها ، مسافرت و جهانگردى ، جهاد در نبرد با دشمن ، احترام به گذشتگان ، حمايت از حيوانات و . . . وارد شده است از بسيارى از قوانين اجتماعى آگاه گرديد و درنتيجه معلوم گردد كه اسلام در عين دعوت به معنويت و روحانيت از تشريع
هامش
( 1 ) . از باب نمونه ، به سفر تثنيه ، باب ششم ، جملههاى 17 ، 18 و 24 مراجعه شود .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 143 .
( 3 ) . برخى از مفسران آيه را چنين تفسير كردهاند ، به تفسيرالمنار ، ج 2 ، ص 4 مراجعه شود .