شده است و با تأسيس نظارت عمومى و پرورش ايمان و اعتقاد به خدا و روز رستاخيز توانسته است قوانين خود را در سطوح مختلف اجرا سازد .
اينك بيان اين دو قسمت :
الف ) نظارت عمومى ؛ نظارت عمومى اين است كه تمام افراد مىتوانند بر اجراى قوانين نظارت كنند ، البته اين نوع نظارت از حدود نصيحت و اندرز و يا آگاه ساختن مراجع صلاحيتدار از جرمها و مجرمها خارج نيست و يك چنين نظارت به عنوان يك وظيفهء مهم مذهبى است كه تخلف از آن گناه و مايهء دورى از رحمت حق است .
يك چنين نظارت عمومى كه همهء جامعه را نسبت به يكديگر سراپا گوش و چشم مىكند در اجراى قوانين نقش مهمى دارد . چه بسا در پرتو نظارت عمومى ، گناه و جرم در همين مراحل خنثى گردد و نوبت به مراحل ديگر نرسد . هدف آياتى كه همهء افراد جامعه را موظف مىسازد كه بايد امر به معروف كنند ، نظارت عمومى است و وظيفهء اين گروه از وظيفهء قوّهء مجريه كه ما آن را نظارت خصوصى مىناميم كاملًا جداست ؛
ب ) ايمان به خدا و اعتقاد به سراى ديگر ؛ اين نوع ضامن اجرا در همه جا و در نهان و آشكار وجود دارد و بيشتر در مناطقى مىتواند فعاليت كند كه از كنترل مأموران نظارت خصوصى و عمومى بيرون باشد و اجراى قوانين براى آنان در آن مراحل ممكن نيست . تأثير ايمان به خدا و كيفرهاى الهى در بازدارى انسان از گناه ، آنچنان روشن است كه ما خود را از هر نوع توضيحى بى نيازمىدانيم .
مجازات متخلفان
مجازات و كيفرهاى دنيوى دومين ركن تأمين كنندهء عدالت اجتماعى و اجراى قوانين است و در حقيقت نمىتواند موضوع مجازات متخلفان را ركن جداگانهاى شمرد ، بلكه مجازات به ضميمهء عامل پيشين ، عامل واحدى است كه مىتواند اجراى قوانين را در سطوحى تضمين كند ، ولى اسلام در مسألهء مجازات و كيفرها