ولى در عصر ديگر تحصيل اين هدف جز با تحصيل اين علوم ممكن نگردد .
در گذشته براثر دورى جامعههاى جهان از يكديگر تحصيل برخى از علوم براى مسلمانان لازم نبود و يك فرد بازرگان و يا سياستمدار با همان تجارب محلى خود مىتوانست اقتصاد كشور را اداره كند در صورتى كه امروزه كسب عزت و استقلال و پيشرفت در مسائل سياسى و اقتصادى و حفظ ثغور و حدود اسلام جز با آشنايى كامل با اين علوم امكانپذير نيست . آنچه مقدس و لازم است تحصيل دانش مفيد و كسب استقلال و عزت است ، ولى طرق و راههايى كه ما را به آن هدف مىرساند براى اسلام مطرح نيست و بايد در اين شرايط به مقتضيات زمان رفتار كرد .
2 . قوانين قرآن با مقتضيات فطرت هماهنگ است
انگيزهء اصلى براى پيدايش قوانين و مقررات ، همان احتياجات اجتماعى و انسانى انسان است . او مىخواهد در پوشش قانون ، نيازهاى فردى و اجتماعى خود را بر طرف كرده خود را سعادتمند و خوشبخت سازد ، ولى نيازمندىهاى بشر ، يكسان و يكنواخت نيست و در حال تحول و دگرگونى است .
تحولات صنعتى و پيشرفتهاى چشمگير تكنيكى ، ضربت شكنندهاى بر بسيارى از سنتهاى مادى ديرينهء بشر فرود آورد و او را به صورت يك موجود نوخواه و نوجو در آورد به طورى كه مىخواهد پيوند خود را از عادات و رسوم قديم و ديرينه قطع كند و با مفاهيم نو و سنتهاى نوبنياد پيوند بزند .
از طرف ديگر مذهب ، انسان را به يك رشته اصول و سنتهاى ثابت و پايدار و ارزشهاى تغيير ناپذير دعوت مىكند و او را از هر نوع تجديد نظر در مقررات و رسوم ديرينهء مذهبى ، باز مىدارد . انسان مذهبى ميان اين دو كشمكش ، متحير و سرگردان است ، نمىداند چه كند ؟ نتيجهء پيروى از مذهب ، همان حفظ نظام قديم و ديرينه است در حالى كه اثر پيروى از نوخواهى همان تحرك و جستجوى مفاهيم نو و نظام نوين مىباشد و براى يك انسان مذهبى ، جمع ميان اين دو اصل بسيار