« وَأَعِدُّوا لَهُمْ ما اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ » ؛ « 1 »
تا آن جا كه ممكن و مقدور است در برابر دشمن نيرو تهيه كنيد و نيرومند باشيد .
آنچه اسلام مىخواهد قدرت و نيرومندى صفوف مسلمانان در برابر دشمنان است و هرگز آنان را به سلاح و نيروى خاص مقيد نكرده است و اگر داشتن تير و كمان و نيزه و شمشير در قرون پيشين مظهر نيرومندى بود امروز اين هدف با توپ و تانگ ، زرهپوش ، هواپيما ، موشك و غيره تأمين مىگردد و هر دو شكل مورد رضايت اسلام است و مصداق روشن آيهء پيش مىباشد .
در زمانهاى گذشته شكل اجرايى اصل « نيرومند شدن در برابر دشمنان » اين بود كه مسلمانان در فنون اسبسوارى و تيراندازى كامل گردند و در حقيقت اين كار ، جزو فنون نظامى آن عصر و بهترين شكل براى پياده كردن قانون نيرومند شدن در برابر دشمن بود در صورتى كه آنچه اصالت دارد ، مسألهء تحصيل قدرت و نيروست و مهارت در اسبدوانى و تيراندازى لباسى است بر تن قانون و با توسعهء فرهنگ و دگرگونى وسايل نظامى و تكامل فنون جنگى بايد اين جامه را از تن اين قانون در آورد و جامهء روز به آن پوشانيد ، از اين روست كه قوانين قرآن با توسعهء فرهنگها و دانشها تصادم پيدا نمىكند .
در مسأله تحصيل دانش آنچه هدف اصلى اسلام است همان كسب آگاهىهاى لازم و مفيد به حال افراد و جامعهء اسلامى است و هرگز اسلام علم خاصى را - بهجز علم دين كه آن هم لازمهء معيشت و زندگى يك انسان است معرفى نكرده و نحوهء اجراى اين اصل را به خود مسلمانان واگذار كرده است ، زيرا آنچه هدف اصلى است همان كسب دانشهاى لازم و مفيد است كه مايهء عزت و استقلال و سربلندى مسلمانان باشد و شكل اجرايى اين اصل در هر زمان به نحو خاصى است .
ممكن است علمى در قرن و عصرى پايهء ترقى و مايهء عزت و استقلال نباشد
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) آيهء 60 .