تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
افراد بشر در طول زندگى خود ، دچار افكار مختلف و متضاد مىگردند و هر فكرى پس از مدتى جاى خود را به ديگرى مىدهد تا دوران پيرى و فرتوتى فرامىرسد و مغز از پيشروى و تكامل باز مىايستد . هرگاه انسانى مجموع افكار مثلًا بيست سالهء خود را دربارهء هر موضوعى يادداشت كند خواهد ديد كه در طول زندگى ، دربارهء يك موضوع چند جور فكر كرده و نظر داده است . اين كار عجيب نيست و نشانهء تكامل افراد عادى است . هرگاه همين فرد نه تنهادر موضوعاتى نظر دهد و فكر ارائه كند ، بلكه دربارهء حوادث تكان دهنده و رقت بار امم گذشته بدون مراجعه به كسى و يا كتابى سخن بگويد و بسيارى از حوادث را به جهت مناسبت‌هايى در فاصله‌هاى مختلفى تكرار كند ، اما هيچ گاه دچار اختلاف و تضاد نگردد قطعاً بايد گفت آن‌چه مىگويد از جهان وحى گرفته است . هرگاه انسان حادثه‌اى را از كتابىبه طور مكرر نقل كند و در نقل خود دچار اختلاف نگردد نمىتوان آن را يك كار غير عادى تلقى كرد . ولى هرگاه يك فرددرس نخوانده و در محيط دور از علم و دانش ، بدون مراجعه به كسى و كتابى ، سرگذشت امت‌ها را در فاصله‌هاى مختلفى به طور مكرر بازگو كند و كوچك‌ترين اختلافى در ميان سخنان او ديده نشود بايد او را يك فرد راست‌گو دانست و او را در اين كه مىگويد : اين مطالب زاييده فكر او نيست ، بلكه از جهانِ بالا گرفته است تصديق كرد ؛ زيرا هر گاه وى در اين ادعا دروغ‌گو و مطالب وى ساختهء فكر او باشد به حكم اين كه فرد دروغ گو نمىتواند حافظه داشته باشد بايد در ميان سخنان و بيانات او اختلاف و تضاد حكومت كند . تا اين جا توانستيم اعجازقرآن را از سه جهت زير ، مورد بررسى قرار دهيم : 1 . اعجاز قرآن از نظر زيبايى الفاظ و عمق معانى ؛ 2 . اعجازقرآن از نظر نبودن اختلاف در اسلوب و روش سخن گفتن ؛ 3 . اعجاز قرآن از نظر عدم اختلاف در مضمون و محتوا .