از اين نظر نويسندگان و شعراى هر ملتى هر كدام در موضوعى مهارت داشته و در قسمتهاى ديگر ناتوان بودهاند ، به همين جهت هنگامى كه از امير مؤمنان سؤال شد بهترين شعرا كيست ؟ وى در پاسخ فرمود :
الناسُ لَميَجرَوا فى حَلبَةٍ واحِدَةٍ حَتّى تَعرِفَ الغايَةَ عِندَ قَصبتِها ؛ « 1 »
شعراى دوران جاهليت در يك ميدان به مسابقه نپرداختند تا سرآمد آنان معلوم گردد .
در ميان شعراى فارسى زبان نيز غزل حافظ ، حماسهء فردوسى و نثر و نصيحت سعدى معروفند و هر كدام در بخشى از سخن سرايى برترى دارند و اگر از آن خارج شوند لطافت و زيبايى كلام خود را تا حدى از دست خواهند داد .
ولى قرآن مجيد با وضع حيرتآورى در موضوعات گوناگونى مانند تاريخ ملتهاى گذشته ، اصول و عقايد و معارف عقلى الهى ، ارشاد و هدايت مردم ، از طريق اندرز و نصيحت و يا از طريق تشريع قوانين مدنى و جزايى و موضوعات ديگر سخن گفته و در تمام آنها شيوايى تعبير و گيرايى بيان و بلاغت اعجاز رعايت شده است و هيچ گونه تفاوتى در اين زمينهها در انشا و تعبيرات ديده نمىشود .
اين گواه بر آن است كه قرآن گفتهء بشر نيست ، و شايد اين آيه نيز ناظر به اين جهت از جهات اعجاز قرآن باشد كه مىفرمايد :
« وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً » ؛ « 2 »
اگر اين قرآن از جانب غير از پروردگار بود در آن اختلاف زيادى مىيافتند .
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، شماره 455 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) ، آيهء 82 .