تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
اعجاز و ما فوق معارضه رسانيده است و هرگز اختلافات و نوسان در اسلوب - كه برخى به پايهء اعجاز برسد و برخى ديگر در رديف سخنان عادى قرار گيرد در آن وجود ندارد . قرآن با اين كه در ظرف 23 سال در حالات مختلف و اوضاع گوناگونى بر پيامبر نازل گرديد و هر كدام از آن حالات در ايجاد اختلاف در سبك و بلاغت كلام نقش مؤثرى دارند با وجود اين همهء سوره‌هاى آن داراى اسلوب و روش واحدى است و ميان اولين سوره‌اى ( علق ) كه بر پيامبر نازل گرديد با آخرين سوره‌اى ( نصر ) كه فروفرستاده شد اختلافى وجود ندارد و اسلوب 83 سوره و يا 85 سوره كه در مكه نازل گرديد و با ضعف اسلام و مسلمانان و رنج و مصايب توأم بود با روش سوره‌هاى ديگر كه در مدينه نازل شد از لحاظ استحكام بيان و كمال بلاغت و جهت اعجاز يكى است و اگر قرآن سخن بشر بود بايد اوضاع و احوال داخلى در اسلوب بلاغت آن اثر مىگذاشت . وانگهى هر موضوعى از موضوعات ، قلمى خاص و انشايى ويژه دارد ، قلم نامه‌نگارى با قلم پند و اندرز فرق دارد . روش وقايع نگارى و بيان اوضاع ملت‌هاى ديرينه با روش تأليف كتاب علمى متفاوت است . طرز نويسندگى قوانين و احكام طورى است كه با سبك لغزسرايى و معما نويسى كاملًا تفاوت دارد . قلمى كه در مدح و ستايش و تهنيت و يا تبريك افراد به كار مىرود با قلم هجو و مذمت و يا انشا يك‌سان نيست . برخى در غزل سرايى استادند ، اما در مراحل ديگر توانايى كامل ندارند . برخى در تابلو كردن مناظر طبيعى يا ترسيم اوضاع جنگ ماهر و زبردستند حتى بيان و گفتار آنان ، جانشين تصوير و فيلم مىگردد ، اما در غير آن موضوع عاجز و ناتوانند و علت آن اين است كه هر موضوعى براى خود قريحه و ذوقى خاص و تخصص و تمرين ويژه‌اى لازم دارد و هرگز تاكنون ديده نشده كه يك نفر در تمام موضوعات ، داراى قلمى روان و انشاى صحيح و اسلوبى مخصوص به خود باشد .
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 345 | الشيخ جعفر السبحاني