تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
اين طريق قصد فريب مردم را دارد و سرانجام مردم به گفته‌هاى او از دريچهء ترديد مىنگرند و باور نمىكنند كه او راست‌گو باشد ، به ويژه در مسائلى كه جنبهء تعبدى دارد و عقل و تجربه راهى براى ثبوت آن ندارد . سخن كوتاه اين كه قبول يك شريعت در عقايد و احكام ، همگى براساس استدلال و تجربه نيست تا شخص پيامبر مانند يك فيلسوف و يا يك معلم از آن راه وارد گردد ، و در پرتو استدلال ، سخنان خود را به كرسى بنشاند ، بلكه شريعت براساس وحى و تعاليم آسمانى است كه بشر در طول قرون به اسرار و فلسفه و علل آن پى مىبرد و شرط رهبرى در اين مسائل به وجود آمدن يك نوع اعتماد صددرصد در دل پيروان اوست كه آن‌چه را مىشنوند وحى الهى و عين واقع بدانند و اين حالت در مردم دربارهء رهبرى كه صفحات زندگى وى درخشان و روشن نباشد هرگز به وجود نمىآيد . « 1 »
هامش
( 1 ) . لازمهء جلب اعتماد اين است كه پيامبر در تمام حالات و ادوار زندگى ، خواه پيش از بعثت و خواه پس از آن از گناه و آلودگى پيراسته باشد ، زيرا يك اعتماد صددرصد و بدون دغدغه در صورتى امكان‌پذير است كه از شخص مطلقاً گناهى ديده نشود . اشخاصى كه پاسى از عمر خود را در گناه صرف مىكنند ، سپس راه توبه را پيش مىگيرند ، اگر چه مىتوانند تا حدودى اعتماد مردم را به خود جلب نمايند ، ولى يك چنين اعتمادى ، صد درصد و بدون ترديد خاطر نخواهد بود ، بلكه از اين بيان مىتوان نتيجه گرفت كه پيامبران بايد هم از گناهان عمدى و هم ازگناهان سهوى پيراسته باشند ، زيرا گناه عمدى سلب اعتماد مىكند و گناه سهوى اگر چه موجب سلب اعتماد نمىگردد ، ولى لطمهء جبران‌ناپذيرى بر موقعيت انسان وارد مىسازد . گناه سهوى اگرچه كيفر ندارد و انسان در پيش‌گاه خرد معذور است ، ولى در افكار عمومى اثر بدى از خود مىگذارد و موجب دورى مردم مىگردد ، خصوصاً گناه سهوى كه از قبيل قتل نفس و مانند آن باشد .