بنابراين ، عصمت در مورد افراد معصوم ، اثر مستقيم ايمان شديد و علم قاطع به كيفر اعمال است و هر فردى براى خود يك نوع عصمت در برخى از موارد دارد .
چيزى كه هست پيامبران براثر احاطهء علمى به كيفر اعمال و آگاهى كامل از عظمت خداوند دربارهء تمام گناهان ، عصمت جامع و كامل دارند و براساس همين علم ، تمام دواعى گناه و غرايز سركش انسانى در آنها مهار شده و لحظهاى از خطوطى كه خداوند تعيين كرده است تجاوز نمىكنند .
در پايان از يادآورى نكتهاى ناگزيزيم و آن اين كه درست است كه پيامبران در برابر گناه و هر نوع نافرمانى مصونيت دارند و همگى نسبت به آن بيمه هستند ، ولى آن چنان نيستند كه ديگر توانايى و قدرت بر انجام گناه نداشته و در پيروى از فرمانهاى خدا مجبور باشند ، بلكه آنان نيز بسان ساير مردم از حريت و آزادى در عمل برخوردارند و بر اطاعت و عصيان قادر و توانا هستند ، ولى چون با چشم باطن كه نتيجهءعلم وسيع و گستردهء آنان به جهان هستى است ، لوازم اعمال را مىبينند و به حقايق اعمال خود كه در لسان شرع به آنها پاداش و كيفر گفته مىشود ، واقف و آگاهند ، از اين جهت از هر نوع گناه و نافرمانى خوددارى مىكنند .
از باب مثال به مطلب زير توجه فرماييد . جاى گفتگو نيست كه خداوند بر انجام هر نوع كار زشت و قبيح قادر و تواناست ، اما هيچگاه كارهاى قبيح و ناشايست كه بر خلاف عدل اوست انجام نمىدهد ، ولى انجام ندادن اين نوع كارها گواه بر عدم قدرت او نيست .
افراد معصوم در برابر گناه نيز همين حالت را دارند . آنان در عين قدرت و توانايى بر گناه ، گرد معصيت نمىگردند .
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 288
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٨٨