ميان مردم ؛
3 . اطلاعات كافى و وسيع دربارهء مسائلى كه تبليغ آنها به عهدهء آنان واگذار شده است ؛
4 . پيراستگى از روحيات بد و عيوب جسمانى كه موجب تنفر مردم و عقيمشدن اثر تبليغ آنان مىشود .
بنابراين لازم است هر يك از اين چهار مطلب مورد بحث قرار گيرد .
چگونه ممكن است يك فرد در برابر گناه معصوم باشد ؟
عصمت ، يك صفت نفسانى و نيروى درونى است كه دارنده را از فكر و خيال انجام گناه - تا چه رسد خود گناه باز مىدارد و به عبارت ديگر ، يك حالت خداترسى باطنى است كه شخص را در برابر گناه و حتى فكر و تصميم بر انجام گناه بيمه مىكند .
در اين جا اين سؤال پيش مىآيد كه چگونه مىشود يك شخص در برابر تمام گناهان مصونيت پيدا كند ، چنان كه نه تنها معصيتى از او سر نزند ، بلكه حتى به فكر گناه و نافرمانى نيز نباشد . پاسخ اين سؤال اين است كه عصمت و مصونيت در برابر گناه ، از شؤون و لوازم علم به مفاسد گناه است ، البته اين مطلب ، نه به اين معناست كه هر نوع علم به لوازم گناه ، پديد آورندهء مصونيت و عصمت است ، بلكه بايد واقعنمايى علم به اندازهاى قوى و نيرومند باشد كه لوازم و آثار گناه را آن چنان در نظر انسان مجسم و روشن سازد كه انسان لوازم كارهاى خود را با ديدهء دل ، موجود و محقق ببيند . در اين موقع صدور گناه از وى ، به صورت يك « محال عادى » در مىآيد . براى تقريب ذهن به مطلب زير توجه فرماييد :
هر يك از ما در برابر بعضى از اعمال كه به قيمت جان ما تمام مىشود ، يك نوع عصمت و مصونيت داريم و اين نوع مصونيت ، زاييدهء علم ما به لوازم اينگونه اعمال است ؛ مثلًا هر فرد عاقل و خردمندى كه به حيات و زندگى خود