علاقهمند است در برابر هر سم كشندهاى كه نوشيدن آن به قيمت جان انسان تمام مىشود و يا سيم لخت برق كه تماس با آن ، انسان را خشك و سياه مىسازد و يا باقيماندهء غذاى بيمارى كه مبتلا به مرض « « جذام » و « برص » است و خوردن آن موجب سرايت بيمارىهاى مزبور مىگردد ، يك نوع مصونيت و عصمت دارد ، يعنى انسان هرگز و به هيچ قيمت اين اعمال را انجام نمىدهد و صدور اين اعمال از وى محال عادى است و علت اين مصونيت همان تجسم آثار مرگبار اين اعمال است و اين آثار چنان در نظر وى مجسم و محقق و از نظر ديدهء عقلآنچنان مسلم و موجود است كه در پرتو آن فكر اقدام به چنين كارها را در ذهن خود نمىپروراند تا چه رسد كه عملًا به اين كار اقدام نمايد .
ما ملاحظه مىكنيم كه برخى از افراد از خوردن مال يتيم بىنوا كوچكترين پروايى ندارند ، ولى در مقابل ، گروهى از خوردن لقمهاى حرام امتناع مىورزند ، چرا اولى با كمال بىپروايى مال بينوايان را حيف و ميل مىكند ، ولى دومى از كوچكترين تصرف خوددارى مىنمايد ؟ علت آن اين است كه شخصِ نخست يا اساساً معتقد به لوازم و تبعات اين نوع نافرمانى نيست و يا اگر هم نيمه ايمان و اعتقادى داشته باشد ، لذايذ زودگذر جهان آن چنان حجاب غليظى ميان ديدهء دل و عواقب شوم عمل ، به وجود آورده است كه از اين آثار جز شبحى احساس نمىكند ، ولى دومى آن چنان علم قوى و نيرومند به لوازم اين گناه دارد كه هر قطعهاى از مال يتيم در نظر او با قطعهاى از آتش برابر است و در نتيجه به اتلاف و حيف و ميل آن اقدام نمىكند ، زيرا او با ديدهء علم و بصيرت مىبيند كه چگونه اين اموال به آتش هاى سوزنده مبدل گرديده است ، از اين رو در برابر اين عمل مصونيت پيدا مىكند .
هرگاه براى شخص نخست ، چنين علم و بينشى رخ دهد قطعاً او نيز مانند دومى از هر نوع تصرف ظالمانه خوددارى مىكند .
قرآن كريم دربارهءكسانى كه طلا و نقره را كنز كرده و حقوق واجب آن را در راه
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 286
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٨٦