تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
اصلاحى خود را طرح و اجرا مىنمايند . در اين صورت دليلى ندارد كه با اين تفاوت هر دو گروه را از شاخهء يك درخت بدانيم و همه را زاييدهء نبوغ معرفى كنيم . براى گروه نخست هدف و مقصد در مرحلهء اول ، خود شخص است و اگر اين گروه داراى فضايل اخلاقى باشند ، هدف و مقصد آن توسعه يافته و برنامه‌هاى اصلاحى آنان به نزديكان خانواده يا قبيله و هم وطن و هم نوع نيز مىرسد . اين گروه همه چيز جهان را براى خود و كسان و كشور و هم نوع خود مىخواهند . به كوه و دريا و زمين و آسمان و حتى به علم و اخلاق نيز از نظر احتياج و استفاده‌اى كه از آنها مىتوانند بنمايند نظر مىكنند . حتى توجه به خدا و دعا را براى بهبود حال و توفيق در آمال و عواطف دنيايى خود انجام مىدهند و در حقيقت مىخواهند امور معنوى را در جهت تمنيات مادى خويش استخدام نمايند . ولى گروه دوم كه پيامبران باشند مكتبى به عكس اين گروه دارند . اينها هدف و مقصد را خدا مىدانند و در سايهء اين عقيده به اصلاح جامعه مىپردازند . دگرگونى و تحولى كه پيامبران در عالم افكار و آمال بشرى ايجاد كردند خيلى شبيه به انقلابى است كه كپرنيك در هيئت بطلميوس ايجاد كرد ، و نظام نظريات دانشمندان را در مورد وضع نسبى زمين و خورشيد دگرگون ساخت . تا قبل از كپرنيك همهء دانشمندان ، زمين را مركز جهان و خورشيد و تمام دنيا را در حركت به دور آن مىدانستند ؛ اما كپرنيك گفت : درست عكس اين است ، ما مركز عالم نيستيم ، بلكه زمين به دور خورشيد مىگردد . براى غير انبيا چه عامى و خودخواه ، چه روشن‌فكر و غيرخواه ، مركز و مقصد و اساس كوشش‌ها و كاوش‌ها نفس انسان يا نوع انسان است . همه چيز بايد در استخدام و استفادهء او باشد ، اما براى پيامبران مركز و مقصد خداست . و در سايهء خداپرستى و اعتقاد و تدارك آخرت است كه جامعه بايد اصلاح و آباد شود . « 1 »
هامش
( 1 ) . مسألهء وحى ، ص 56 .
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 283 | الشيخ جعفر السبحاني