را كه به عنوان دستور و قانون به مردم عرضه مىدارند جز نتيجهء نبوغ و مولود فكر عالى آنان چيزى نيست و هرگز ارتباطى با جهان ديگر ندارد .
و مىگويند : وحى منبعى جز عقل انسانى و ادراكى جز ادراك معمولى نيست و در طول تاريخ عمر بشر ، در هر قرنى نوابغى كه عالىترين تجليات افكار انسانى را دارا بودند ، به پاخاسته و به جهان انسانيت خدماتى ارائه دادهاند .
برخى از دارندگان اين نظريه پا را فراتر نهاده وجود نبوغ را معلول يك سلسله حوادث و اتفاقات روانى دانسته و كوشيدهاند كه با بررسىهاى وهمى و پندارى ، اين علل را در زندگى پيامبران نيز پيدا كنند .
عواملى كه موجب بالا رفتن استعداد و پيدايش نبوغ مىگردد در نظر آنان به قرار زير است :
1 . عشق ، اين عامل قوىترين و پرانرژىترين افكار را به وجود مىآورد ، زيرا عشق ، محبت و كشش و توجه شديد وخارقالعاده به چيزى يا شخصى يا هدفى مىباشد و چنين كشش و توجه شديد در هركس پديد آيد موجب بسيج و انگيزش قواى جسمى و روحى او مىشود و از جمله فكر و انديشهء او در مناسبت با عشقش نيرومند و پويا و پر انرژى مىگردد ؛
2 . ستمكشى طولانى ، سبب مىشود كه فرد ستمديده فكر خود را براى رفع ستم به كار اندازد و دقيقهاى آرام ننشيند ؛
3 . در اقليت و شرايط نامساعد اجتماعى بودن از عوامل تشييد اين افكار است ، زيرا يك اقليت براى پر كردن فاصلهاى كه با اجتماع دارد ناچار است به فكر بپردازد و سر انجام آنچه را مىخواهد به دست آورد ؛
4 . كودكى ، چون در اين سن كودك براى مبارزه با مشكلات آمادگى ندارد در برابر پيشامدهاى ناملايم به درون گرايى مىپردازد ، در اين صورت افكار كودك تشييد پيدا مىكند ؛
5 . تنهايى و زندان ، به افكار انسان شدت مىبخشد ، زيرا هنگامى كه با افراد
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 280
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٨٠