ج ) گاهى ممكن است كه خالق جهان در عين حالى كه در حجاب غيب است از طريق ايجاد صوتى با پيامبر خود سخن بگويد ؛
د ) معمولًا وحى آسمانى به وسيلهء پيك وحى و فرشتهء حامل آن انجام مىگيرد و فرشتهء آسمانى در برابر ديدگان پيامبر به صورت خاصى تمثل مىجويد .
قرآن مجيد به مراحل چهارگانهء وحى در آيهء زير اشاره كرده مىفرمايد :
« وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِىَ بِإِذنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِىٌّ حَكِيمٌ » ؛ « 1 »
و شايستهء هيچ انسانى نيست كه خدا با او سخن گويد مگر از راه وحى يا از پشت حجاب يا رسولى مىفرستد و به فرمان او آنچه را بخواهد وحى مىكند ، چرا كه او بلند مقام و حكيم است .
1 ) « إِلّا وَحْياً » ؛ اين جمله به دو قسم نخستين وحيى كه همان ادراك در رؤيا و القا در قلب است اشاره مىكند .
2 ) « أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ » ؛ مقصود از آن اين است كه گوينده در پشت حجابى باشد و شخص او ديده نشود ، ولى سخن او شنيده گردد و اين همان وحى به وسيلهء امواج صوتى است . مانند آن كه حضرت موسى ، صداى وحى الهى را از كوه يا درخت شنيد ، گويى خدا از پشت حجاب سخن مىگويد .
3 ) « أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا » ؛ و مقصود از آن پيك وحى است كه حامل دستورهاى الهى است و به صورتى در برابر پيامبر خدا جلوهگر مىشود .
در بسيارى از آيات ، خداوند بزرگ ، خود را وحىكننده و فرستندهء وحى معرفى كرده است و از تمام آيات و رواياتى كه در اين زمينه وارد شده استفاده مىشود كه آنچه را پيامبر از طريق وحى اخذ مىكند سخن خدا و دستور پاك و دست نخوردهء اوست و هرگز زاييده فكر پيامبر يا نبوغ او و ساير امور نيست .
هامش
( 1 ) . شورى ( 42 ) آيهء 51 .