گردآورى شيرهء درختان ، پرورش نوزادان و . . . يك نوع وحى فكرى است و همهء اين جانداران از طريق رهبرى فطرت و غريزه به وظايف خود آشنا مىشوند . اين قسم از وحى را در اصطلاح دانشمندان « وحى تكوينى » مىگويند .
3 . الهام قلبى ؛ مانند :
« وَأَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ » ؛ « 1 »
به ( قلب ) مادر موسى الهام نموديم كه نوزاد خود را شيرده .
4 . القاى كلام به طور سرى و پنهانى ؛ مانند :
« وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ » ؛ « 2 »
شياطين به دوستان خود مطالبى مخفيانه القا مىكنند .
5 . ارتباط پيامبران با جهان بالا و دريافت حقايق و دستورهايى از آن جهان و اين همان وحى است كه مورد گفتگوى ماست .
اگر به پيامبران آسمانى « نبى » مىگويند از اين نظر است كه آنان مطالبى را از جهان ديگر گزارش مىدهند و بر اثر ارتباطى كه با خداوند دارند ، دستورهاى او را در اختيار بندگان وى مىگذارند و اين ارتباط به صورتهاى گوناگونى تجلى مىكند :
الف ) گاهى روح قوى و نيرومند و مؤيد پيامبر حقايقى را در عالم رؤيا مىبيند و راز الهى و احكام وى از اين راه به او مىرسد ، چنان كه ابراهيم براى ذبح اسماعيل از اين طريق مأموريت يافت . به طور مسلم خواب اولياى الهى كه همواره مورد مراقبت خداوند متعال و فرشتگان آسمانى هستند با خواب افراد معمولى كه هيچ نوع مصونيت ندارند فرق دارد ؛
ب ) گاهى دستورهاى الهى به روح و قلب پاك آنها القا مىگردد و روح بزرگ آنان مركز نزول وحى آسمانى مىشود ؛
هامش
( 1 ) . قصص ( 28 ) آيه 7 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 122 .