مىدهند . استاد « ميلين ادوارد » استاد دانشگاه سربن دربارهء حشرهاى به نام « اكسيكلوپ » چنين مىنويسد :
اين حشره ، تنها زندگى مىكند و بلافاصله پس از تخمگذارى مىميرد . وقتى احساس كرد كه دوران تخمگذارىاش رسيده سراغ قطعه چوبى مىرود و آن را سوراخ مىكند . سپس به دنبال شكوفهء گلها و برگهاى شكرى رفته ، اطراف سوراخ را با آنها مىپوشاند و يك تخم مىگذارد ، سپس تراشه اى را به صورت خميرى درمىآورد و آن را به صورت سقف بر روى آن تخم مىگذارد و آن را با برگهاى مزبور مىپوشاند . باز روى آن ، تخم گذارده و به همان ترتيب اين كار را ادامه مىدهد تا تخمگذارى تمام شود و در همان وقت نيز جان مىسپارد .
هنگامى كه نوزادان سر از تخم درآوردند ، به صورت كرم بىبالى هستند كه قدرت دفاع از خود ندارند و تا مدت يكسال نمىتوانند براى خود غذايى تهيه كنند ، اين وضع ايجاب مىكند كه نوزادان اين حشره ، در نقطهاى آرام و محكم يك سال تمام زندگى كنند .
اين عمل حاكى است كه مادر آنها بسيارى از مسائل زندگى نوزادان خود را مىداند و آن را درك مىكند ، در صورتىكه اين حس در همهء جانوران و حيوانات وجود ندارد . « 1 »
موريانه از وجود سيمانى محكم و استوار آگاهى دارد ، كه بشر هنوز به آن دست نيافته است .
تمام اين مثالها براى اين است كه هرگز نبايد انتظار داشته باشيم كه تمام افراد انسان و يا حيوان از نظر احساس و ادراك يكسان باشند و اگر فردى يا افرادى داراى شعور خاصى گرديدند افراد ديگر نيز مشابه آن را داشته باشند .
هامش
( 1 ) . مناهل العرفان ، ص 63 - 64 .